کی بود کی بود، من نبودم!
کی بود کی بود، من نبودم!
وقتی مدیر ارشد در حوزه کار و وظائف خود می‌گوید: «این کارها باید بشود»، افکار عمومی می‌ماند که چه کسی غیر از این گوینده باید این کارها را انجام دهد؛ «بایدها» را چه کسی باید اجراء کند؟ خود آن مسئول و یا دستی از غیب؟!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز»، به نقل از بلاغ؛ کمتر هفته‌ای بر ما می‌گذرد که در اخبار نخوانیم و یا نشنویم که مسئولی در اظهارات خود اجرای اموری که موجب رفع چالش و بهبود شرائط در زمینه کارهای تحت وظائف اوست را نفرماید که: «این کارها باید انجام شود»

خواننده و یا شنونده این اظهارات، دو احتمال را در درون خود مورد بررسی قرار می‌دهد که احتمالاً این مسئول برای پیشبرد وظائف خود و تامین نیازهای جامعه هدف، نیازمند همکاری سایر دستگاه‌هاست و احتمالاً در تلاش‌های خود برای ایجاد هماهنگی و همکاری با آن دستگاه و یا دستگاه‌های دیگر دچار مشکل شده که موضوع را به سطح افکار عمومی کشانده، که در چنین صورتی نیز، اصلاً به صلاح نیست تا چوب عدم همکاری‌های بین دستگاهی در درون دولت را با ملتهب کردن افکار عمومی، مردم بخورند و دچار استرس و نگرانی شوند. چراکه، اگر این ناهماهنگی در سطح کشور باشد، باید در هیئت دولت و بوسیله رئیس‌حمهور و معاون اول طی جلساتی برطرف شود و با علنی کردن این ناهماهنگی‌ها نباید به مردم پیام ناتوانی دولت در ایجاد هماهنگی بین دستگاه را منتقل کرد.

این موضوع مهم در استان‌ها باید توسط استانداران و مدیران کل دستگاه‌ها هماهنگی‌ها انجام بپذیرد مگر اینکه از ناحیه خود این حضرات بخواهد آن جمله آمرانه بکار رود که: «این کارها باید انجام شود» در آن صورت باید واویلا گفت.

در بسیاری از این موارد، مسئول گوینده آن جمله، با فرافکنی، مسئولیت را از خود سلب کرده و متوجه دیگران می‌کند تا خود را رتطهیر کرده و دیگری یا دیگران را مقصر جلوه دهد.

یکی از مقاطعی که فرافکنی‌ها و صدور دستور آمرانه «باید بشودها!»، پس از انتخابات ریاست جمهوری و تغییر دولت است که مسئولان و مدیران دولت جدید بدون لحاظ تقوا و اقتضائات پذیرش مسئولیت در نظام اسلامی، مسئولیت مشکلات حوزه خود را به گردن مسئول و دولت قبلی می‌اندازند که حتی پس از گذشت شش ماه هم می‌گویند: ناترازی‌ها از دولت قبلی برایشان به ارث رسیده است، اما از آن تاریخ به بعد، باز هم می‌فرمایند: این کارها باید انجام بشود!.

خلاصه، آنچه که مردم را به پاسخ در قبال مطالبه‌گری‌های خود نمی‌رساند، پاسخ مسئولانه از سوی برخی مدیران حتی ارشد کشور است، و این مهم باید از سوی مدیران و دولتمردان کشور فهم و پذیرفته شود که خود حتی در روزهای نخست مسئولیت، شجاعانه مشکلات را قبول کرده و برای حل آنها به مردم طرح و برنامه زمانبندی‌شده خود را ارائه دهند و پس از گذست آن بازه زمانی، در مقابل مردم پاسخگو باشند.

وضعیت کنونی رابطه مسئولیت‌پذیرانه مسئولان با مردم چندان مناسب و زیبنده عظمت مردم‌مان نیست و از سوی اولیای دولتی باید برای اصلاح آن اقدام عاجل و جدی و مستمری انجام داد.

یادداشت: محمد فاطمی