به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ طاهره هاشمی، دختر انقلابی آمل، از کودکی نشانهای ویژهای داشت. پنجماهه بود که از آستانه مرگ بازگشت، گویی سرنوشت مرگ دیگری، مرگی زیبا و آسمانی را برایش نگاشته بود.
در نوجوانی، ساکت و عمیق بود، اما شوق یادگیری و حقیقتجوییاش زبانزد بود. با اوج انقلاب، اعلامیههای امام را زیر چادرش پنهان میکرد و بر دیوارهای شهر میچسباند. در مدرسه، با برپایی کتابخانه و نمایشگاههای هنری، همکلاسیهایش را با معارف انقلاب آشنا میساخت. خط زیبایش برگی از سخنان امام را زینت میداد: «بکوشید تا هرچه نیرومند شوید در عقل و علم…».
اما نقطه اوج ماجرا، خوابی بود که چند ماه قبل از شهادت دید. پس از دیدار با امام خمینی و عهدبستن کنار مزار شهید بهشتی در بهشتزهرا، شبی خواب دید که بر سر سفرهای نشسته و شهید بهشتی به او اشاره میکند که کنار شهدا بنشیند. صبح آن روز، کنار سفره صبحانه، خوابش را برای مادر و برادرش تعریف کرد و آرام گفت: «من شهید میشوم». برادرش، عباس، به یاد انشایی افتاد که طاهره در آن نوشته بود ابتدا میخواهد فلسفه بخواند، اما در پایان تصریح کرده بود: «به من الهام شده که پیش خدا خواهم رفت».
روز ششم بهمن، با تعطیلی مدرسه به خانه آمد و بیدرنگ وارد میدان عمل شد. برای کمک به مجروحان و جمعآوری ملافه و دارو شتافت. عصر آن روز، به همراه دوستش «مینا» برای خرید نان بیرون رفت. درگیری شهر را فراگرفته بود. در میان تیراندازیها، فرمانده سپاه آنها را به پناهگاهی نشاند. طاهره به دوستش گفت: «نترس». اما لحظاتی بعد، تیر به قلب این نوجوان چهارده ساله نشست. مینا آن شب در خواب، طاهره را با لباسی زیبا در بالای پلههای درمانگاه دید که با لبخندی خداحافظی کرد.
پیکر طاهره هاشمی، این گل نوشکفته انقلاب، در میان انبوه مردم داغدار آمل، در امامزاده ابراهیم به خاک سپرده شد. او که در نامهای به پاسداران نوشته بود: «برترین نمونه ایثار، شهادت است»، سرانجام میثاق خود را با شهیدان و وعده شهید بهشتی را محقق کرد. امروز، نام و یادش نه فقط یادبود حماسه ششم بهمن آمل، که نماد نوجوانی است که با آگاهی و عشقی سوزان، راهش را خود برگزید و در اوج جوانی، به آرزوی دیرینهاش – شهادت – رسید.
انتهای خبر/

















































