نبرد جانانۀ امروز مایۀ ماندگاری و پایداری سلامت معنوی ایران اسلامی
نبرد جانانۀ امروز مایۀ ماندگاری و پایداری سلامت معنوی ایران اسلامی
جامعه­ ای که در آن حیات معنوی و توحیدی موج می­زند، در وقت یورش دشمنان بد اندیش و ددمنش نبرد را یک کنش الهی و تسلیم را یک واکنش شیطانی می­داند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز»؛ جامعه ­ای که در آن حیات معنوی و توحیدی موج می­زند، در وقت یورش دشمنان بد اندیش و ددمنش نبرد را یک کنش الهی و تسلیم را یک واکنش شیطانی می­ داند.

به فرمودۀ حضرت امیر علی علیه السلام در نهج البلاغه ستیز با دشمن نه یک آتش سیه بختانه که دری از درهای بهشت است که خدای سبحان آن را سکوی اعتلا و لباس تقوای دوستارانش قرار داده و وجودش را برای عزت، امنیت و حفاظت کیان اسلامی سپری مستحکم و زره­ای مطمئن دانسته است.

(إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى و دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَهُ و جُنَّتُهُ الْوَثِیقَهُ) ریشۀ این کنش الهی در برابر هجوم خصمانۀ شیاطین وجود دو ویژگی متعالی در نهاد جامعۀ معنوی است: یکی دیانت قلبی و دیگری غیرت ملی. (أَمَا دِینٌ یَجْمَعُکُمْ وَ لَا حَمِیَّهَ تُحْمِشُکُمْ؟) امروز در ایران در دریای تلاش مقتدرانۀ نیروهای مسلح و حضور پرشور مردمی این حیات الهی دمادم موج می­زند و این دیانت و غیرت به نحوی پرفروغ تجلی می­کند که همۀ اینها خبر از سلامت معنوی ایران اسلامی می­دهند.

اما به فرمودۀ مولای ما، در این دنیای دون کسانی هستند که از روی بیماری معنوی از جهاد در راه خدا روی برمی­گردانند و در وقت کارزار دم فرومی­بندد و زمرمۀ تسلیم سر می­دهند.

اینان کسانی هستند که از تدبیر جامعه در عرصۀ امنیت جامعه عاجزند و از حمایت خدای سبحان بی­بهره؛ کسانی که با تسلیم لباس ذلت و ناامنی بر تن می­پوشند و رنج و گرفتاری و فروپاشی را برای مردم و جامعۀ خود رقم می­زنند.

بلکه در برابر خواسته­ های دشمنان پست سر فرود آورده، وطن فروشنانه خاک سرزمین خود را به آنان می­فروشند و جان و ناموس مردم را به حراج می­ گذارند. ننگ بر آنان باد. نمی­دانیم اینان از کدام قماشند که چنین با ددمنشان همنوا می­ شوند.

(فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ) آنان ذلت و پستی خود و جامعه را زیر چکمۀ دشمن می­نهند و مُهر بلاهت و بی­خردی را بر دل خویش و جامعه­شان می­زنند و بی آن که بتوانند برای برون رفت از چیرگی ستمگرانۀ دشمن چاره­ای بیاندیشند، ذلت و بلاهت را به عنوان نشانه­های بیماری معنوی فردی و اجتماعی بر پیشانی جامعه حکاکی می­کنند.

به فرمودۀ مولای ما اینان به درد دیاثت سیاسی و اجتماعی مبتلا هستند. (وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَهِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ) واکنش دون همتانۀ این بیماران جامعه را به سوی نابودی، فروپاشی، ویرانی و آشفتگی سوق می­دهد و با این گام، حق و عدالت و انصاف را از خود دور می­سازند و شایستگی خود را برای هر نوع مسئولیت و مدیریت از بین می­برند. (وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ)

بنابراین در این روزگار نبرد باید چو فردوسی زمزمه سر دهیم که:

همه یک دلانند یزدان شناس                             به نیکی ندارند از بد هراس

همه روی یکسر بجنگ آوریم                          جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش                           زن و کودک و خرد و فرزند خویش

همه سر به سر تن به کشتن دهیم                       از آن به که کشور به دشمن دهیم

 

نوشتاری از حجت الاسلام دکتر علی فضلی مدیر گروه عرفان و معنویت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی