معلمی که منافقین با ریختن شن و ماسه در دهانش وی را شکنجه‌ کردند
معلمی که منافقین با ریختن شن و ماسه در دهانش وی را شکنجه‌ کردند
صادق مهدوی معلم قرآن بود، منافقان کمونیستی که لباس سپاه به تن داشتند ششم بهمن سال ۱۳۶۰ در دهانش شن و ماسه ریختند، با پوتین کوبیدند، انگشتان دستش را بریدند و گلوله‌بارانش کردند.
«سفیر هراز» و به نقل از خبرگزاری فارس- مازندران| واقعه ششم بهمن، رویداد و افسانه نبود، حماسه بود، حماسه ای ماندگار و اثرگذار در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی.درست زمانی که نهال نوپای انقلاب تازه خواست قد علم کند ولی بدخواهان به فکر ریشه کنی بودند تا اینکه خود ریشه کن شدند.حماسه اسلامی، مردمی، خودجوش و انقلابی ششم بهمن سراسر پر از درس عبرت است چه برای حامیان انقلاب و چه برای بدخواهان آن.حماسه‌ای که در خود زوایای پنهان بیشمار دارد و مردمی است زیرا از همه اقشار مردم، بازاریان، دانش آموزان، نظامیان، بانوان، کارمندان و کشاورزان در آن نقش اساسی داشتند.از معلمان صحبت به میان آوردیم؛ یکی از شهیدان از بین ۴۱ شهید ششم بهمن صادق مهدوی است که دوم اردیبهشت سال ۱۳۲۹ در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود و با ۳۱ سال سن معلم قرآن و متأهل بود.

روایت معلمی که به خاطر قرآن شهید شد

علی کوهی از یادگاران حماسه اسلامی ششم بهمن سال ۱۳۶۰ در مورد شهید صادق مهدوی و نحوه شهادت این شهید، می گوید: شهید صادق بسیار انقلاب، مذهبی و دلسوز مردم و دانش آموزان بود.از ساعت ۲۳ شب پنجم بهمن اعضای اتحادیه کمونیست ها که در جنگل مستقر بودند مسلحانه وارد شهر آمل شدند و دست به جنگ غافلگیرانه ای زدند.بیشتر جنگلی‌ها با لباس مبدل سپاه و بسیج وارد شهر شده و این مهم برای مردم این دیدگاه را ایجاد کرد که آنها نیروی خودی هستند به همین دلیل برخی مردم به خیال اینکه از نیروهای مدافع انقلاب هستند حتی به آنها کمک کرده و اعتماد می کردند.شهید صادق مهدوی از معلمان پرتلاش بود که در روستای میخران بالاخیابان لیتکوه به دانش آموزان درس قرآن، معارف و اخلاق می داد، این شهید متعهد حتی برای آموزش روستاییان اطراف هم به مردم قرآن می آموخت.

کمونیست‌ها با لباس “بسیج و سپاه” آملی‌ها را شهید می‌کردند

این شهید در دل عملیات ششم بهمن پس از پایان جلسه قرآن در یکی از روستاها مشغول بازگشت به شهر بود، تا صدای شلیک گلوله را شنید راهی شهر شد تا کمک حال دیگر رزمندگان باشد.شهید مهدوی در بدو ورود به شهر با نیروهایی روبرو شد که ایست بازرسی گذاشته و با لباس سپاه مشغول بودند، کمونیست ها با توجه به محاسن و آراستگی شهید، فکر کردند که از نیروهای پاسدار است ولی این شهید هم به خیال اینکه آن افراد با لباس مبدل از نیروهای بسیج هستند کارت معلم قرآن و فرهنگی خود را نشان داد و منافقان و کمونیست های ظالم با بدترین شکنجه ایشان را به شهادت رساندند.آنها در دهان شهید مهدوی شن و ماسه ریختند، با پوتین چنان به دهنش فشار آورده و کوبیدند که فک و دندان هایش شکست، انگشتان دستش را بریدند و پس از خفگی با شن اسلحه را در دهانش قرار داده و گلوله‌باران کردند.

غارت اموال روستائیان توسط کمونیست‌های منافق

پدر بسیجی شهید قربانعلی مسافر اهل روستای پولادکلا بخش چمستان شهرستان نور نیز در مورد فعالیت منافقان در جنگل و چگونگی حمله آنها به شهر آمل، گفت: بعد پیروزی انقلاب منافقان می خواستند به هر شکل به انقلابیون ضربه بزنند و در شمال کشور از راه جنگل وارد شدند.حاج لطف الله مسافر بیان کرد: نه تنها در جنگل آمل، منافقان کمونیستی در جنگل های بیشتر مناطق مازندران نفوذ کرده بودند، روستای مان چسبیده به جنگل بود و با مشاهده رفت و آمدهای مشکوک نگهبانی مستمر در طول شبانه‌روز می‌دادیم.می‌دانستیم که منافقان در جنگل ها نفوذ کردند و هر شب چهار، پنج نفر در سطح روستا و منطقه کشیک می دادیم تا نکند به روستا آمده و به خانه های مردم حمله کنند.البته در جنگل های مناطق کوهستانی گزناسرا هم جنگلی ها نفوذ کردند و کمپ زدند، حتی در فصل سرد پاییز و زمستان که بومی ها از ییلاق به سمت دشت می آمدند به روستا وارد شده، به خانه های مردم می زدند و مواد غذایی و خوراکی ها را غارت می کردند.در ساعات پایانی شب پنجم بهمن سال ۱۳۶۰ حال و هوای خاصی را شاهد بودیم و حتی صدای گلوله گاهی اوقات در روستای مان شنیده می شد، حلقه های نگهبانی مستحکم تر شد و حتی برخی هم محلی ها به شهر آمل رفتند تا اینکه فردای آن شب خبر رسید که کمونیست ها به آمل حمله کردند و ۴۱ مبارز و مدافعان شهر را به شهادت رساندند.به گزارش فارس، حماسه اسلامی ششم بهمن سال ۱۳۶۰ برگ زرین از ولایتمداری، دینداری، دشمن‌ستیزی، استقامت و پایداری مردان و زنان دیار هزارسنگر آمل است.مردمی که همیشه در تاریخ استوار و راسخ ایستاده اند و ایستادگی را از دماوند کوه به ارث بردند.
بیاییم با انتقال سینه به سینه و ماندگار حماسه ششم بهمن آملی ها را به نسل های آینده انتقال دهیم تا بدانند آرامش، اقتدار و صلابت شان از کجا آمده، چه کسانی امنیت شان را رقم زدند و چگونه باید پای کشورشان مردانه ایستاد.
  • نویسنده : قربانعلی مسافر
  • منبع خبر : خبرگزاری فارس