به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز»؛ بصیرت به معنی درک کردن و آگاهی از مسائل و مفاهیم مرتبط موضوعی و تشخیص راه درست و نادرست در آن حوزه. این مفهوم به معنی بینش و آگاهی از مفاهیم، اصول، روشها و روشهای موضوع مورد مطالعه و بهکارگیری این آگاهیها در عمل است. بصیرت عنصر حیاتی است که به جامعه هدف کمک میکند تا با تلاش و کوشش مستمر و بهره گیری از منابع مختلف در مسیر درستی گام بردارند و به اهداف از پیش تعیین شده دست یابند زیرا در عصر متلاطم و آشوبزای کنونی بسیاری از مردم به علت عدم آگاهی و نداشتن بینش منطقی رفتارهای سویی از خود در جامعه بجا می گذارند که جبران شدنی نیست. مؤید این وضعیت، آموزه های قرآنی است، آنسان که حق تعالی به یوسف پیامبر می فرمایند: «قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللَّهِ» (یوسف/۱۰۸)؛ «بگو: این طریقه و راه من است و هر کس که پیرو من است او را بر پایه بصیرت و بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم». افزون بر آن از نظر قرآن بصیرت نیاز به عناصری چون؛ تعقل، تفکر و تدبر دارد تا موانع و مشکلات، تبارشناسی و حل شود به همین دلیل خداوند مکرراً میفرمایند: «افلا تعقلون؟» (بقره/۷۶)، «أفلا یتدبرون؟ » (محمد/۲۶) و «افلا تتفکرون؟» (انعام/۵۰). همسو با بصیرت قرآن محور، رسول الله (ص) می فرمایند: «لیسَ الأعمى مَن یَعْمى بَصرُهُ ،إنَّما الأعمى مَن تَعْمى بَصیرتُهُ» (پاینده، ۱۳۸۲، ص. ۶۵۶) «کور آن نیست که چشمش نابینا باشد بلکه کور [واقعى] آن کسى است که دیده بصیرتش نابینا باشد”بصیرت ندارد”). همسو با بصیرت نبوی، امام علی (ع) بر این باور است که آگاهی و بصیرت می تواند یاری گر افراد در شناخت حق از باطل و پرهیز از پیروی کورکورانه باشد زیرا حکمت ۳۱ نهج البلاغه بصیرت را یکی از پایه های یقین معرفی می کنند «الْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى تَبْصِرَهِ الْفِطْنَهِ وَ تَأَوُّلِ الْحِکْمَهِ وَ مَوْعِظَهِ الْعِبْرَهِ وَ سُنَّهِ الْأَوَّلِینَ؛ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی الْفِطْنَهِ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَهُ وَ…» (دشتی، ۱۳۷۲، ص. ۶۲۸)؛ «یقین نیز بر چهار پایه استوار است: بینش زیرکانه، دریافت حکیمانه واقعیّت ها، پندگرفتن از حوادث روزگار، و پیمودن راه درست پیشینیان؛ پس آن کس که هوشمندانه به واقعیّت ها نگریست، حکمت را آشکارا بیند،… ».
بصیرت اشاره به کسانی دارد که خوب می شنوند، خوب می اندیشند و در مسیر دستیابی به اهداف جامعه حرکت شایسته ای از خود نشان می دهند و با توجه به شرایط و موقعیت به درستی و به موقع از توانایی ذهنی و استعداد خدادی خود استفاده می کنند تا از صحت و سقم موضوع مورد مطالعه و وقایعِ اتفاقیه درک درستی حاصل کنند، از چالش ها و فرصت ها بهره گیری منطقی نمایند و با عبرت پژوهی اجتماعی از انحطاط خود و سقوط جامعه پیشگیری کنند و در مسیر صراط مستقیم الهی گام بردارند.
اینک بانظرداشت به اینکه بصیرت ساحت های مختلفی دارد اما به دلیل قرابت موضوعیِ یادادشت کنونی، بصیرت سیاسی به جهت مفهومی و عملی مورد بررسی قرار می گیرد. بصیرت سیاسی که «تحلیل منطقی و واقع گرایانه از مسائل سیاسی و مشارکت در فعالیت های سیاسی» است، در وضعیت پیچیده اخیر به این معنی است که باید بدانیم سازمان منافقین به دنبال فرصت سازی برای مقابله با انقلاب است تا با پخش شایعه و فضاسازی دروغین در شبکه های مجازی بین مردم رعب و وحشت ایجاد نماید و از میان برخی جریانات سیاسی گلِه مند اما وفادار به ملت و دولت یارگیری کند تا شاید، آنهم شاید نیروهای انقلاب و حکومت را با فتن های دیگر روبرو کند. این هشدار برگرفته از خطبه دهم نهج البلاغه است آنسان که حضرت (ع) اصحاب جمل را شیاطینی معرفی می کند و می فرمایند: «إِنَّ مَعِی لَبَصِیرَتِی» «من بصیرت و آکاهی لازم به امور را دارم».
زهی خیال باطل مگر سرکرده های سازمان منافقین نمی دانند، با درایت حضرت آقا و انسجام ملیِ اقوام ایرانی و اتحاد مقدس ملت- دولت توطئه شان از چشم تیزبین نخبگان انقلابیِ دور نمی ماند مگر نه این است که آنان دستشان به خون ۱۷ هزار شهید مظلوم و بی گناه آلوده است که در بین شان بیش از ۱۱۰ زن و ۸۷۰ کودک به چشم می خورد؟ مگر نه این است که منافقینِ جاسوس در هشت سال دفاع مقدس به عنوان ستون پنجم استخبارات عراق به ایران عزیزمان خیانت کردند و در جنگ ۱۲ روزه اخیر هم پیاله سلطنت طلبان یهودی منشِ پهلوی شدند و با تبسنجی داخلی ایران اطلاعاتی جمع آوری کرده اند و به سرویس های جاسوسی صهیونی انتقال دادند تا مراکز مهم و حساس و نیز اماکن پرتردد و پرجمعیت بویژه بیمارستان ها بمباران شود؟ مگر منافقین همان هایی نیستند که با پشتیبانی استکبار جهانی و با استفاده از الگوی اژدهای هفت سر جنگ؛ نظامی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی و روانی درصدد نادان کردن مردم، ناتوان کردن تصمیم گیرندگان و نابودکردن نظام اسلامی هستند تا نوکری خود را به نتانیاهو کودک کُش و ترامپِ بیمار ثابت کنند؟
پرواضح است که خیانت و جنایت دو کلید واژه ای است که همواره با تاریخ زیست سازمان منافقین پیوند ناگسستنی دارد چراکه رزومه آنان پر است از درگیری و ترور مردم کوچه و بازار و تقویت خط نفوذ در مراکز حاکمیتی تا بسترساز براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی باشند زیرا منافقین همانهایی هستند که در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ بعد از سخنرانی بنی صدر در دانشگاه تهران به ضرب و شتم نیروهای حزب الهی پرداختند و بعد از عدم کفایت سیاسی بنی صدر از ریاست جمهوری در ۳۰تیر۱۳۶۰ با بیش از سه هزار میلیشیا در تهران، وسایط نقلیه عمومی و مردم را به آتش کشیده اند و مردم عادی را شهید و مجروح کردند و درگیری مسلحانه و بمب گذاری و ترورهای کورِ گسترده را طراحی نمودند و از فردای۳۰ خرداد رسماً جنگ مسلحانه را علیه مردم تهران و دیگر شهرها آغاز کردند و نقطه اوج جنایت آنان بمب گذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در ۷تیر سال ۶۰ توسط دانشجوی نفوذی بنام محمدرضا کلاهی بوده که منجر به شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از یاران ایشان شد و بمب گذاری دفتر نخست وزیری در ۸ شهریور سال توسط منافق نفوذی بنام مسعود کشمیری بوده که منجر به شهادت شهید رجایی و باهنر گردیده است. نکته قابل تأمل این بمب گذاری ها آن است که سازمان منافقین انتظار داشت بعد از حادثه ۷ تیر یک جنبش مردمی به حمایت از بنی صدر و رجوی به خیابان ها سرازیر شوند و کار نظام را تمام کنند. زهی خیال باطل. برعکس انتظار آنان واکنش گسترده مردم در تظاهرات و اجتماعات در دفاع از حضرت امام (ره) و یاران ایشان و اعلام انزجار عمومی از اقدامات تروریستی محاسبات جریان ائتلافی بنی صدر- رجوی را به هم ریخت و حضور مردم در خیابان ها، توطئه براندازی جمهوری اسلامی توسط سازمان منافقین و دفتر هماهنگی بنی صدر را نقش بر آب کرد.
نکته عبرت آموز برای برخی از جریانات معاندِ روشنفکری کنونی بویژه جنایتکاران صهیونیست- مسیحی اخیر این است که به گمان توهم آمیز خود که با براه انداختن جنگ ۱۲ روزه و شهادت برخی از فرماندهان سلحشور نظامی و دانشمندان عزیز هسته ای می توانند مردم را بر علیه انقلاب بشورانند تا به خیابان بریزند و کار نظام را تمام کنند و برخی نامزدهای خود را بر اریکه قدرت بنشانند اما با تدبیر حضرت آقا و باز هم هوشیاری مردم و راهپیمایی ملت ایران در دفاع از نظام اسلامی و با حفظ انسجام ملی و اتحاد مقدس ملت _ دولت تمام نقشه های شوم آنان خنثی گردید و در لاک ناامیدی فرو رفتند.اما آنچه ماند زخم دل است که از برخی از خودی ها به یادگار گذاشته شد چون زخم سر را می شود پانسمان کرد اما زخم دل را هرگز.
اما واقعیت این است که سازمان منافقین از نامعلوم بودن سرنوشت مسعود رجوی و نیز کهولت سن و فرتوت بودن مریم رجوی دچار چالش عظیم فرماندهی شده و در صدد بازسازی شورای فرماندهی و ساختارسازی مجدد و احتمالاً تغییر ایدئولوژیک و تصفیه درون سازمانی که مسبوق به سابقه نیز بوده، می باشد به همین دلیل جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر را فرصت مناسبی دانست تا با کارگردانی اسرائیل غاصب و امریکای جنایتکار از برخی جریانات داخلی حمایت رسمی کند و نیز حمایت کرد تا شاید چالش های پیشرو را تا اندازهای برطرف نماید که باز هم تیرشان به سنگ خورد و همچون سنوات قبل با انسجام سیاسی- اجتماعی ملت همیشه بیدار و هوشیار ایران توطئه شان نقش بر آب شده است.
یادداشت : دکتر یدالله فضلی کارشناس مسائل سیاسی