صبر بهمثابه سنگ بنای آرامش و استواری در برابر تلاطمهای سیاسی و اجتماعی است و با استناد به آیات قرآن و سیره نبوی و سیره عملی امام حسن مجتبی (ع)، صبر نه یک انفعال، بلکه یک «ادب سیاسی» و استراتژی هوشمندانه برای عبور از مرحله تحمل به مرحله اقدام قاطع است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ» رضا حبیبی عضو هیئتعلمی جامعهالمصطفی (ص) و مدیر پژوهشکده معارفِ پژوهشگاه جامعهالزهرا | دوران معاصر، با ویژگیهایی چون «عصر اضطراب»، «عصر اطلاعات» و «عصر عجله» شناخته میشود. این بیقراری فراگیر، ابعاد مختلف زندگی انسان، از جمله تجربههای سیاسی و اجتماعی را نیز در بر گرفته است. در این میان، پدیدهی «اضطراب و هراس در مواجهه با تحولات سیاسی»، بهویژه در ایام حساس مانند انتخابات و دوران جنگ، در میان بخشی از نیروهای متدین و انقلابی، بارز است. این اضطراب، که گاه با القائات رسانهای تشدید میشود، گویی سرنوشت نهایی دین و انقلاب را به نتایج یک حادثه گره میزند. این نوشتار بر آن است تا با نگاهی به ریشههای این پدیده، پیامدهای آن و راهکارهای مبتنی بر آموزههای دینی، به تبیین آن بپردازد.
۱. مدرنیته، بیثباتی و اضطراب فراگیر
یکی از معانی مدرنیته، «بهروز شدن» و «مدام تغییر کردن» است. این خصیصه، باعث کاهش حوصله برای ثبات و استقرار در انسان مدرن شده است. در عرصههای مدیریتی و اجتماعی، شاهد نوعی بیثباتی دائمی هستیم؛ گویی حرکت، تغییر و اتخاذ ژستهای جدید، جای آرامش و تثبیت مسیر را گرفته است. این رویکرد، تنها در نظامی کارآمد است که بر اصول ثابت و پایدار استوار نباشد و بتواند به راحتی تغییر رنگ دهد. در چنین فضایی، فرد ممکن است امروز گرایش لیبرالیستی،داشته باشد و فردا به سمت سوسیالیسم و کمونیسم متمایل شود، بیآنکه این دگرگونی برایش مسئلهساز باشد. این وضعیت، به سرگشتگی و بیثباتی فکری منجر شده و از نگاه برخی اندیشمندان، «بحران» محسوب میشود.
۲. پایبندی به اصول ثابت: سنگ بنای آرامش و استواری
در تقابل با این رویکرد، نظام فکری و ارزشی استوار بر مبانی ثابت و غیرقابل دستکاری، میتواند منشأ آرامش، ثبات قدم و استواری در فرد باشد. اتکا به این پایههای محکم، به انسان کمک میکند تا در برابر تلاطمها و تغییرات سریع محیطی، دچار لغزش و بیثباتی نشود و مانند درختی که ریشههای عمیق دارد، با هر بادی نلرزد. این استواری، بهویژه در کنشهای سیاسی و اجتماعی، اهمیت دوچندان مییابد.
۳. صبر در عرصه سیاست و اجتماع: جایگاه و اهمیت
در رفتار سیاسی و اجتماعی، بهویژه در عرصههای نظامی، توجه به عنصر «صبر» حیاتی است. پرسش اساسی این است که جایگاه صبر در کنشهای ما کجاست؟ آیا فرصت لازم برای فراهم آمدن اقدام عملی از سوی خداوند، با صبر فراهم شده است؟ این مسئله، نیازمند بازنگری جدی است.
الف) ارزش صبر و تحمل در برابر توهین:
قرآن کریم، در آیه ۱۵۹ سوره آل عمران، نرمخویی و صبر پیامبر اکرم (ص) را عامل اصلی موفقیت ایشان در جذب مردم معرفی میکند: «پس به سبب رحمت الهی، تو با آنان [مردم] نرم [و مهربان] شدی. و اگر درشتخو و سختدل بودی، قطعاً از پیرامون تو پراکنده میشدند.» (آل عمران، ۱۵۹). این نرمخویی، یک تاکتیک صرف نبود، بلکه بخشی از سیره حکیمانه ایشان در مواجهه با مخالفان و لجوجان بود.
در بسیاری از مواقع، شکست دادن افراد عنود، تنها از طریق صبر و عدم واکنش شتابزده امکانپذیر است. هنگامی که به توهینها پاسخی مناسب و غیر از مقابله به مثل داده نشود، طرف مقابل دچار احساس حقارت شده و عملاً شکست میخورد. این رویکرد، در سیره امام حسن مجتبی (ع) نیز مشهود است؛ ایشان در دوران معاویه، با وجود تمام فشارها و توهینها، صبر را پیشه کردند و حتی از قیام در برابر خواسته برخی یاران، خودداری کردند.
ب) ملاک عقلانیت در برابر توهین:
بر اساس برخی روایات، میزان عقلانیت فرد را میتوان از واکنش روحی و روانی او در برابر توهین سنجید. هرچه مقاومت فرد در برابر توهینهای بیدلیل بیشتر باشد، نشان از عقلانیت بالاتر اوست. فرد عاقل کسی است که از دشنام و توهین دیگران، دچار احساس ضعف و خواری نشود. این پختگی، حتی در مواجهه با توهینهای دوستان یا دشمنان، نشاندهنده بلوغ فکری است.
قرآن کریم، در موارد متعدد، به پیامبر (ص) فرمان صبر و تحمل در برابر سختیها را میدهد. آیه مشهور «فَبِما رَحمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم…» (آل عمران، ۱۵۹) تأکید میکند که نرمخویی و صبوری، اساس مدیریت پیامبر بوده است. گاهی شکستن لجاجت افراد فقط با صبر ممکن است. اگر در برابر بیادبی، واکنشی متناسب با آن نشان ندهیم، فرد بیادب پس از چند بار رفتار تند، احساس حقارت کرده و دیگر خود را «مؤثر» نمیبیند. این حقیقت، هم در روانشناسی تجربهشده و هم در روایات دینی آمده است.
در روایات نیز آمده است که میزان عقل انسان را باید از واکنش او در برابر توهین سنجید. هرچه فرد در برابر بیاحترامیهای بیدلیل مقاومتر باشد، نشان از عقل قویتر اوست. البته اگر خودمان مقدمه توهین را فراهم کرده باشیم، طبیعی است که واکنش سختتر شود؛ اما در توهینهای بیجهت، بردباری نشانه بلوغ است.
حتی در مواردی که پیامبر از تکذیبها و اتهامات ناراحت میشدند، خداوند به ایشان اطمینان میداد که این سخنان در حقیقت متوجه شخص پیامبر نیست، بلکه مخالفت با آیات الهی است. قرآن میفرماید: «ما میدانیم آنچه میگویند تو را اندوهگین میکند؛ اما آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه آیات خدا را انکار میکنند.» (انعام، ۳۳).
بنابراین، درس بزرگ این سیره آن است که انسان در مسیر حق، باید ظرفیت شنیدن مخالفتها، توهینها و بیمهریها را داشته باشد و با صبر و آرامش، راه خود را ادامه دهد. گاهی گذشت زمان خود نشان میدهد که صبر و تحمل چه اندازه میتواند در اصلاح روابط و تغییر رفتارها مؤثر باشد.
۴. مراتب صبر و استقامت در سیره نبوی
قرآن کریم، مرتبهای بالاتر از صبر را توصیه میکند و میفرماید که انسان در چنین مواقعی با «قول سلام» پاسخ دهد؛ یعنی با آرامش و ادب از کنار ماجرا عبور کند. (فرقان، ۶۳). این «هجرت زیبا» (هجران جمیلا) که در آیه «وَاهجُرهُم هَجرًا جَمِیلًا» (مزمل، ۱۰) به آن اشاره شده، به معنای فاصله گرفتن از آنان به گونهای است که طرف مقابل احساس تحقیر یا دشمنی نکند. گاهی ممکن است انسان سکوت کند، اما با چهرهای خشمگین یا رفتاری تحقیرآمیز؛ در حالی که قرآن توصیه میکند حتی در هنگام فاصله گرفتن نیز ادب و آرامش حفظ شود.
در سیره نیز آمده است که انسان گاهی حتی میتواند با نیکی و احسان با طرف مقابل برخورد کند. چنین رفتاری ممکن است ریشه رفتار تند او را نیز آشکار سازد و زمینه اصلاح آن را فراهم کند. (فصلت، ۳۴).
الف) صبر به عنوان فرایند تدریجی:
روایتی از امام صادق (ع) نقل شده که صبر در جریان بعثت پیامبر اکرم (ص) را بهصورت یک فرایند تدریجی توضیح میدهد. ایشان در پاسخ به شکایت فردی از سختیهای زندگی میفرمایند: «ای اباعبدالله! کسی که بر سختی اندکی صبر کند، در واقع بر امری اندک صبر کرده است؛ زیرا دنیا در مجموع کوتاه و محدود است.»
سپس امام صادق (ع) با اشاره به سیره پیامبر (ص)، توضیح میدهند که خداوند از آغاز بعثت، پیامبر را به صبر فرمان داد: « َ اصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلًا وَ ذَرْنِی وَ الْمُکَذِّبِینَ أُولِی النَّعْمَه» و «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ».این «هجرت زیبا» به این معناست که انسان در عین صبر، چنان رفتار کند که طرف مقابل احساس تحقیر یا دشمنی نکند.
پیامبر (ص) بارها با آزار مشرکان روبرو شدند؛ به ایشان تهمت میزدند، تکذیب میکردند و حتی خاکستر بر سرشان میریختند. این رفتارها فشار روحی فراوانی بر ایشان وارد میکرد. در چنین شرایطی، خداوند بار دیگر به ایشان خطاب میکند: «ما میدانیم که سخنان آنان سینه تو را تنگ میکند.» (حجر، ۹۷). اما در ادامه راهکار میدهد: «پس پروردگارت را تسبیح بگو و از سجدهکنندگان باش.» (حجر، ۹۸). َ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِما یَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ»یعنی راه مواجهه با این فشارها، درگیری مستقیم و واکنش تند نیست؛ بلکه تقویت ارتباط با خداوند، صبر و استمرار در مسیر است. این روند در طول بعثت تکرار میشود: آزارها ادامه مییابد و در مقابل، پیامبر با صبر و استقامت مسیر خود را ادامه میدهند؛ در حالی که در آن زمان هیچ قدرت ظاهری و سیاسی نیز در اختیار نداشتند.
از این رو، صبر در اینجا تنها یک فضیلت اخلاقی فردی نیست، بلکه نوعی «ادب سیاسی» و روش مواجهه با دشواریهای اجتماعی است. جامعهای که میخواهد در مسیر تحولات بزرگ حرکت کند، ناگزیر باید این نوع صبر و بردباری را در خود تقویت کند.
ب) صبر در سیره پیامبران پیشین:
این مسئله تنها مختص پیامبر اسلام نیست؛ بلکه در سیره پیامبران پیشین نیز همین روند دیده میشود. مسیر پیشرفت دعوت الهی معمولاً با صبر آغاز میشود. پیامبران در مراحل نخست مأمور به شکیبایی بودند، زیرا هنوز زمینه اقدام قاطع فراهم نشده بود. از این رو بارها صبر میکردند تا شرایط لازم برای مرحله بعدی فراهم شود. در این میان، حتی عطاها و نعمتهایی که به پیامبر داده میشود نیز به تدریج او را به نقطهای میرساند که بشارت الهی آشکار میشود.
ج) صبر در برابر توهین به مقدسات:
پس از طی مراحل اولیه، حادثهای ناگوار رخ میدهد. هنگامی که پیامبر با مشرکان روبرو میشوند، آنان نه تنها به شخص او، بلکه به باورها و مقدسات او نیز توهین میکنند. طبیعی است که انسان ممکن است در برابر توهین به خود صبر کند، اما هنگامی که توهین متوجه هویت دینی، اعتقادات و ارزشهای مقدس شود، تحمل آن بسیار دشوارتر خواهد بود. در اینجا پیامبر رو به درگاه الهی میآورند و عرض میکنند: «پروردگارا، در همه مواردی که توهین متوجه شخص من بود صبر کردم؛ در مسائل مربوط به خودم، خانوادهام و سرزمینم بردباری نشان دادم. اما هنگامی که سخن از توهین به خداوند به میان میآید، دیگر صبر برایم بسیار دشوار است.»
با این حال، خداوند متعال بار دیگر پیامبر را به صبر دعوت میکند. قرآن نیز به این حقیقت اشاره دارد که خداوند آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست را در شش روز آفرید، و این نشانهای از حکمت و تدبیر الهی است. (اعراف، ۵۴). در چنین شرایطی باز هم به پیامبر گفته میشود که در همه احوال شکیبا باشد. «قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیاتِ اللَّهِ یَجْحَدُونَ وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلى ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا» «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ فَاصْبِرْ عَلى ما یَقُولُونَ»
۵. فتح و تحقق وعده الهی: ثمره صبر
سرانجام پس از این دوره طولانی صبر، مرحله «فتح» فرا میرسد. این فتح دو بعد دارد: نخست، بشارتی معنوی و وراثتی برای پیامبر، و دوم، فتحی عینی و بیرونی. بشارت نخست آن است که خداوند میفرماید: پاداش صبر تو این است که امامانی از نسل تو قرار خواهم داد. این بشارتی بسیار بزرگ است؛ زیرا محور حرکت آنان نیز صبر خواهد بود.ائمهای که از نسل پیامبر برمیخیزند، با صفت صبر شناخته میشوند. قرآن کریم نیز در این باره میفرماید: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ» (سجده، ۲۴). یعنی: «و از آنان امامانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکردند، هنگامی که صبر کردند و به آیات ما یقین داشتند.»
پیامبر (ص) نه تنها از سختیهای صبر شکایت نمیکنند، بلکه شکرگزار نیز هستند. هنگامی که خداوند وعده میدهد امامانی از نسل او قرار دهد، پیامبر شکر الهی را به جا میآورند. خداوند نیز در پاسخ میفرماید: تو در برابر تلخیها شکرگزاری کردی، و من نیز پاداش شکر تو را خواهم داد. «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ»
پس از این مرحله، خداوند نمونهای از تحقق وعده الهی را در تاریخ یادآور میشود؛ همانگونه که بنیاسرائیل را به سبب صبرشان از ستم فرعونیان نجات داد. (اعراف، ۱۲۸).
۶. از صبر تا اقدام: مرحله نهایی
در نهایت، زمانی فرا میرسد که اجازه اقدام عملی صادر میشود. پیامبر (ص) درمییابند که پس از این همه صبر، اکنون میتوانند از موضع صبر به موضع اقدام و مقابله وارد شوند. در اینجا سخن از «بشارت و انتقام» به میان میآید؛ یعنی مرحلهای که دیگر تنها صبر کافی نیست و امکان مقابله با مشرکان فراهم میشود. قرآن نیز میفرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّـهِ» (انفال، ۳۹)؛ یعنی: «و با آنان بجنگید تا فتنه از میان برود و دین، همه از آنِ خدا شود.» و در آیه دیگر میفرماید: «فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ» (توبه، ۵). یعنی: «پس چون ماههای حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید بکشید.»
پس از صبر و استقامت شدید و مستمر پیامبر اکرم(ص) تحت هدایت مستقیم الهی و پایداری بی نظیر خود و دست یابی به ثمرات صبر و استقامت در هر مرحله و به ویژه مرحله نهایی، با بیان جمله مشهور، جایگاه صبر و استقامت در دست یابی به موفقیتهای اجتماعی( سیاسی، نظامی و غیره) و صعود به قله کمالات در بعد فردی می فرمایند: «الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ»
از همینجا روشن میشود که صبر امری ساده و سطحی نیست. صبر تنها یک توصیه اخلاقی ساده نیست که بتوان آن را به آسانی اجرا کرد. صبر نوعی استقامت درونی است؛ نوعی تحمل تدریجی سختیها. به تعبیر برخی از بزرگان، صبر مانند جرعهای آب نیست که به آسانی فرو برده شود؛ بلکه نوعی فرایند درونی است که گاه با رنج و سختی همراه است. در متون دینی نیز از صبر با تعابیری یاد شده است که نشان میدهد صبر نوعی تحمل درد و فشار درونی است؛ حالتی که انسان در آن با وجود دشواریها، از واکنش شتابزده پرهیز میکند.
اگر بتوانیم این منطق را در تعاملات اجتماعی و بهویژه در عرصههای سیاسی به کار بگیریم، بسیاری از رفتارهای ما بر پایه آگاهی و سنجش شکل خواهد گرفت. در چنین وضعیتی، هرگاه آگاهی و ارزیابی عقلانی به ما بگوید که اقدام لازم است، اقدام میکنیم؛ و هرگاه نشان دهد که اقدام به صلاح نیست، صبر و خویشتنداری را برمیگزینیم. این رویکرد، تضمینکننده استواری در مسیر حق و دستیابی به نتایج مطلوب الهی خواهد بود.
انتهای خبر/


















































