ایمان شهدای مدافع حرم، جلوه‌ای از انتظار حقیقی ظهور
ایمان شهدای مدافع حرم، جلوه‌ای از انتظار حقیقی ظهور
یک استاد حوزه و دانشگاه با تبیین مفهوم «ایمان ابوذر» و جایگاه منتظران عصر غیبت، شهدای مدافع حرم را مصداق ایستادگی بی‌محابا بر عهد با امام زمان(عج) دانست و تأکید کرد این پایداری، آنان را در شمار برترین مؤمنان تاریخ قرار داده است.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ حجت الاسلام حسین آقا میری در نهمین سالگرد شهید مصطفی زال‌نژاد و یادواره شهدای آل طاها، با خوانشی از روایات غیبت، به تحلیل جایگاه بی‌بدیل شهدای مدافع حرم پرداخت و با تأکید بر مفهوم «ایمان ابوذر» که این روزها از زبان رهبر انقلاب شنیده می‌شود، گفت: ابوذر در خانه کعبه ایمان آورد؛ اما برای فریاد کلمه حق، میان مشرکان رفت، کتک خورد و خون شد؛ اما نگفت کجا رفتی، گفت حرف آقایم را زدم. ایمان شهدای مدافع حرم نیز چنین بود؛ نه چرتکه انداختند، نه حساب‌کتاب کردند، نه از تهمت دلار ترسیدند و نه از تنهایی. آقا فرمود برو، رفتند.

وی به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد که اصحاب را به کسانی بشارت داد که بعد از ایشان می‌آیند، هرگز پیامبر را ندیده‌اند، اما جان بر سر محبتش می‌گذارند. رسول خدا اینان را نه فقط بهتر، که «برادران من» خواند.

این استاد دانشگاه افزود: امام سجاد (ع) به ابوخالد کابلی فرمود: «مردم عصر غیبت که به امامت امام غائب معتقدند و منتظر ظهورش هستند، از همه مردم اعصار برترند، جز شهدای کربلا.» چرا؟ چون خدا به آنان عقلی داده که امام غائب در نظرشان چون حاضر است. اینان شیعیان حقیقی‌اند.

ما در پیچ‌ترین نقطه تاریخ ایستاده‌ایم

آقا میری با بیان اینکه امروز در مرحله اتصال دوران انبیا به عصر ظهور قرار داریم، هشدار داد: دشمن بیکار ننشسته است. سال‌ها پیش در جلسه مبلغان صهیونیست، یکی از آنان گفت: «ظهور موعود شیعه قطعی است؛ باید کاری کنیم یک سال، یک ماه، یک هفته، حتی یک ساعت به تأخیر بیفتد.» جنگ آنها بر سر دقیقه‌ها و ساعت‌هاست.

وی با مرور روزهای دشوار مدافعان حرم گفت: یادمان نرود روزهایی را که می‌گفتند «اینها برای دلار می‌روند»، روزهایی که مادر شهید از زخم زبان مردم جگرسوخته‌تر بود، روزهایی که برخی جرئت نمی‌کردند بالای منبر از مدافعان حرم اسم ببرند، و روزهایی که پیکر شهید حججی را می‌خواستند از گلزار شهدا محروم کنند. در آن روزها، شهدا حساب نکردند. یک حرف بیشتر نداشتند: «آقای من فرموده، من می‌روم.» این شد ایمان ابوذر.

تقوا؛ سخت‌ترین پله سلوک

این استاد حوزه با نقل خاطره‌ای از شهید مصطفی زال‌نژاد گفت: شهید از آیت‌الله خوشوقت نقل می‌کرد: «تقوا یعنی ترک محرمات و انجام واجبات.» آیت‌الله انصاری شیرازی می‌فرمود: «سخت‌ترین پله سیر و سلوک، همین است.» تقوا فقط چهل شب نماز شب نیست؛ تقوا یعنی در بازار، گران‌فروشی دزدی است، کم‌فروشی دزدی است، احتکار ماسک و آرد و نان خیانت است. شهدا آنچه می‌فهمیدند، عمل می‌کردند. برای همین «عجیب» نبودند؛ ما از خودمان قاعده عمل نداریم، هر که عمل می‌کند برایمان عجیب است.

آقا میری تأکید کرد: دشمن فهمیده اگر مادری شیعه، مصطفی صدرزاده و مصطفی زال‌نژاد تربیت کند، کاریش نمی‌شود کرد. برای همین آمده سراغ طهارت دختر شیعه. دعوای امروز جهان، دعوای انرژی هسته‌ای و موشک نیست؛ دعوا سر منجی است.

وی افزود: یهود در قرآن فهمیده بود زمینه‌ساز ظهور از این جغرافیا برمی‌خیزد؛ برای همین آب را به روی خیمه‌گاه ما بست. یک بار در کربلا آب بستند تا حسین(ع) حریف نداشته باشد؛ امروز خرخره اقتصادی ما را گرفته‌اند. ما در اقتصاد سلیمانی و تهرانی‌مقدم کم نداریم.

گریه بر زهرا (س)؛ استراتژی قدرت، نه تسکین

این استاد حوزه با تأکید بر کارکرد اشک در مکتب تشیع گفت: ما برای چه گریه می‌کنیم؟ برای سبک شدن؟ نه. گریه بر حضرت زهرا(س) به ما قدرت می‌دهد. این اشک ما را از بیراهه نجات داد. در دفاع مقدس، در مدافعان حرم، در جنگ ۱۲ روزه، رزمنده‌ها روضه مادر می‌خواندند تا توانستند بایستند.

آقا میری خاطره‌ای از شهید زال‌نژاد نقل کرد: ما شب جمعه می‌رویم کربلا، در صحن حرم می‌نشینیم، ابی‌عبدالله می‌آید روضه می‌خواند، ما برای او گریه می‌کنیم.» بعد خواب دید خیمه‌ای سیاه در حرم برپاست؛ گفتند: «شب‌های جمعه، مادر برای شهدا خیمه می‌زند.»

وی با اشاره به دعای افتتاح گفت: این دعا را امام زمان (عج) به ما تعلیم داد. این دعا نامه‌ای است از طرف حضرت به تک‌تک ما. چهل سال است روی طاقچه خانه‌مان است، بازش نکردیم. در این دعا، حضرت وضعیت عصر غیبت را ترسیم می‌کند: «خدایا از تو شکایت می‌کنیم… پیامبرمان میان ما نیست، ولی ما میان ما حضور ظاهری ندارد، دشمنان زیاد شده‌اند و عدد ما کم است.» اما در کنار آن می‌گوید: «همین کم هم با هم اختلاف نکنید. سختی زیاد است، ولی شما قرار است زمینه‌ساز ظهور بشوید.»

این استاد حوزه در پایان با خوانش بخشی از وصیتنامه شهید مصطفی زال‌نژاد گفت: آقا مصطفی به همسرش نوشته بود: «تو را دوست دارم، بچه‌ها را دوست دارم، اما قبل از شما خدا را دوست دارم.» این یعنی به میزانی که به دنیا تعلق داریم، در وظیفه می‌مانیم. و اگر بر آن عهدی که با امام زمان بسته‌ایم هزینه‌اش را هم بدهیم، آن وقت به درد ظهور می‌خوریم. والا با محاسن سفید و کمر خمیده هم که شده، کار به تسلیم می‌کشد.

انتهای خبر/