به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ فرامرز نویدتبریزی| ۲۲ بهمن امسال، ایران بار دیگر صحنه حضوری شد که نه صرفاً یک مراسم سالگرد، بلکه نمایشی عینی از تداوم یک اراده تاریخی بود. از کلانشهرها تا روستاهای دورافتاده، از جوانان نسل دهه هشتاد و نود تا سالمندانی که خود شاهد تولد انقلاب بودهاند، خیابانها مملو از جمعیتی شد که با حضورشان، پیام روشنی به داخل و خارج مخابره کردند.
این حضور، در شرایطی شکل گرفت که ماهها جنگ روانی، تحریم اقتصادی، عملیات رسانهای و القای شکاف اجتماعی علیه ایران جریان داشت؛ اما نتیجه، دقیقاً خلاف انتظار طراحان آن رقم خورد.
۱. جمعیت؛ فراتر از آمار، یک «پاسخ سیاسی»
جمعیت عظیم راهپیمایان ۲۲ بهمن را نمیتوان تلاش کردند تصویر «فاصله مردم و نظام» را تثبیت کنند، این حضور میلیونی بهروشنی نشان داد که:
۱_بدنه اجتماعی انقلاب زنده است
شکاف ادعایی، یک «پروژه رسانهای» است نه واقعیت میدانی
مردم، علیرغم گلایههای اقتصادی، میان نقد داخلی و براندازی خارجی مرز قائلاند
۲. ۲۲ بهمن امسال؛ پس از اغتشاشات و جنگ روایتها
اهمیت راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال را باید در بافت زمانی آن فهم کرد. این حضور مردمی پس از ماهها التهاب اجتماعی، اغتشاشات خیابانی و جنگ سنگین روایتها شکل گرفت؛ جنگی که هدف اصلی آن نه خیابان، بلکه ذهن جامعه ایرانی بود.رسانههای معاند با سرمایهگذاری گسترده تلاش کردند این گزاره را القا کنند که «مردم از انقلاب عبور کردهاند». اما واقعیت میدانی امروز نشان داد که آنچه در ماههای گذشته رخ داد، بیش از آنکه یک حرکت ریشهدار اجتماعی باشد، پروژهای هدایتشده، هیجانی و مقطعی بود که بدنه اصلی جامعه با آن همراه نشد.۲۲ بهمن امسال، عملاً پایان یک عملیات روانی و شکست پروژه «انزوای اجتماعی نظام» را به نمایش گذاشت.
۳. حضور نسل جدید؛ پاسخ به یک ادعای تکراری یکی از برجستهترین صحنههای راهپیمایی امسال، حضور پررنگ جوانان و نوجوانان بود؛ نسلی که برخی رسانهها مدعی بودند هیچ نسبتی با انقلاب و ارزشهای آن ندارد.اما واقعیت خیابانها چیز دیگری گفت: نوجوانانی با پرچم ایران جوانانی که با زبان نسل خود، اما با همان مضمون استقلالخواهی و هویت ملی آمده بودند؛ خانوادههایی که کودکانشان را همراه آورده بودند
این حضور نشان داد که انقلاب، برخلاف روایتهای تحریفشده، دچار «انقطاع نسلی» نشده، بلکه در حال بازتولید اجتماعی است؛ شاید با زبان و فرم جدید، اما با همان جوهره.
۴. ۲۲ بهمن؛ فراتر از یک مراسم، یک همهپرسی اجتماعی
راهپیمایی امروز، عملاً به یک همهپرسی غیررسمی اما واقعی تبدیل شد؛ همهپرسیای که نه با صندوق رأی، بلکه با قدمها، حضور و انتخاب آگاهانه مردم برگزار شد.
پیام این همهپرسی روشن بود:
مردم ایران مشکلات اقتصادی را انکار نمیکنند مطالبات جدی دارند اما راهحل را در ویرانی، وابستگی و نسخههای تحمیلی خارجی نمیبینند
این تمایز هوشمندانه، نقطه قوت جامعه ایران است؛ جامعهای که میان «اعتراض» و «تخریب»، مرز میشناسد.
۵. پیام ۲۲ بهمن به خارج از مرزها
تصاویر امروز، فقط برای مصرف داخلی نبود. این حضور میلیونی، پیامهای روشنی به بازیگران خارجی داشت:
تحریم، اراده ملی را نشکسته است؛ فشار حداکثری، به انسجام حداکثری منجر شده محاسبات مبتنی بر فروپاشی اجتماعی، خطای راهبردی بوده است؛ برای اتاقهای فکر غربی، ۲۲ بهمن امسال یک هشدار جدی بود: ایران را نمیتوان صرفاً با دادههای شبکههای اجتماعی تحلیل کرد.
۲۲ بهمن امسال، نه یک تکرار، بلکه بازتعریف یک واقعیت بود؛ واقعیتی که میگوید انقلاب اسلامی، علیرغم همه فشارها، همچنان بر شانههای مردم ایستاده است.
این حضور عظیم، نه پایان راه، بلکه یادآوری یک مسئولیت دوطرفه است: مسئولیت مردم در حفظ استقلال و مسئولیت مسئولان در شنیدن صدای مطالبات؛ ۲۲ بهمن، بار دیگر نشان داد که این ملت، در بزنگاهها، تصمیم خود را در خیابان میگیرد، نه در اتاقهای فکر.

















































