به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ دهه فجر فرصتی برای بازخوانی تاریخ معاصر و بازشناسی ریشههای قیام مردمی است که در سال ۱۳۵۷، نظامی را که با کودتای ۱۲۹۹ و تکمیل آن با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بر سرکار آمده بود، به زیر کشید.
رژیم پهلوی در طول حیات خود، نه تنها نوید تجدد و توسعهای عزتمند را محقق نکرد، بلکه با روشهای استبدادی، جامعه ایران را در باتلاق وابستگی اقتصادی، استحاله فرهنگی و انفعال سیاسی فروبرد. مرور اسناد این دوره برای نسل جوان، ضرورتی انکارناپذیر برای درک عمیقتر شعارهای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است.
در همین راستا، پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» طی گفتگویی با حضور دو تن از اساتید دانشگاه و کارشناسان تاریخ و علوم سیاسی، ابعاد مختلف عملکرد این رژیم را مورد تحلیل قرار داده است. مشروح این گفتگو در ادامه میآید.
فساد مالی سیستماتیک و غارت برنامهریزیشده بیتالمال
بهروز عیسیزاده استاد تاریخ معاصر ایران در گفتگو با خبرنگار بلاغ؛ با استناد به اسنادی چون خاطرات اسدالله علم، فرح پهلوی و گزارشهای محرمانه سفارت ایالات متحده، به تشریح مکانیسم فساد مالی در ساختار رژیم پهلوی پرداخت.
وی تأکید کرد: فساد در این رژیم، امری تصادفی یا فردی نبود، بلکه جزئی ذاتی و سیستماتیک از حکمرانی محسوب میشد. زمینخواریهای گسترده خاندان سلطنتی و درباریان، کمیسیونهای کلان در معاملات نفتی و تسلیحاتی، اختلاس در پروژههای ملی و تأسیس نهادهایی مانند بنیاد پهلوی که همچون دولتی در سایه عمل میکرد، نمونههای بارز این غارت سازمانیافته بود.
این استاد دانشگاه با اشاره به آثار پژوهشی مانند «چپاول ایران» اثر ویلیام شوکراس و اسناد سفارت آمریکا، اظهار داشت: ثروتهای نجومی حاصل از این فساد، عمدتاً به حسابهای بانکی خارجی انتقال مییافت و در خدمت اقتصاد کشورهای غربی قرار میگرفت، در حالی که بخشهای گستردهای از جامعه ایران با فقر مطلق و محرومیت از ابتداییترین امکانات مواجه بودند.
عیسیزاده با اشاره به قرارداد ننگین کاپیتولاسیون که با واکنش تاریخی امام خمینی (ره) مواجه شد، گفت: این قرارداد، نماد بارز فروش حاکمیت ملی و تبعیت سیاسی از دولت خارجی بود. حضور دهها هزار مستشار نظامی، اقتصادی و امنیتی آمریکایی و اسرائیلی در کشور، عملاً ایران را به پایگاهی برای اجرای سیاستهای غرب در منطقه تبدیل کرده بود.
وی در پایان عنوان داشت: این فساد ساختاری و وابستگی سیاسی، تضعیف عمیق اعتماد عمومی و تخریب بنیانهای توسعه پایدار کشور بود. تمرکز ثروت و قدرت در دست اقلیتی وابسته، نهتنها نابرابری اجتماعی را تشدید کرد، بلکه هرگونه اصلاح درونساختاری را ناممکن ساخت و زمینههای نارضایتی فراگیر و خیزش انقلابی مردم را فراهم آورد.
سرکوب خونین و نهادینهشدن ترور دولتی
فرامرز نویدتبریزی کارشناس علوم سیاسی و جغرافیای سیاسی در گفتگو با بلاغ ضمن تمرکز بر جنبههای امنیتی و سرکوبگرانه رژیم، به تحلیل عملکرد سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) پرداخت و گفت: ساواک با آموزش و پشتیبانی مستقیم نهادهای امنیتی آمریکا و اسرائیل، به ابزاری کارآمد برای سرکوب هرگونه صدای منتقد تبدیل شده بود.
وی ادامه داد: وقایع خونینی چون کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، حادثه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در دانشگاه تهران، اعدامهای مخفیانه مبارزان در دهه ۵۰ و سرکوب خشونتبار عشایر، تنها بخشی از کارنامه سیاه این نهاد است.
این کارشناس مسائل سیاسی با استناد به خاطرات ژنرال هایزر و اسناد وزارت خارجه بریتانیا، افزود: حکومت پهلوی حتی ظرفیت تحمل مخالفان مسالمتآمیز و غیرانقلابی را نیز نداشت و فضای سیاسی کشور را با حبس، شکنجه و ترور به کلی خفه کرده بود. تاریخ شفاهی بازماندگان زندانهای سیاسی، گواهی غیرقابل انکار بر جنایتهای این دوره است.
نویدتبریزی خاطرنشان کرد: رژیم پهلوی در نقش ژاندارم منطقه برای منافع آمریکا عمل میکرد. حتی در تعیین قیمت نفت در اوپک، منافع ملی را فدای دستورات واشنگتن مینمود. خریدهای تسلیحاتی غیرضروری و وابستگی فناورانه، ارتش ایران را به ابزاری مصرفی و وابسته تبدیل کرده و هرگونه امکان تصمیمگیری مستقل را از کشور سلب نموده بود.
وی در پایان یادآرو شد: مجموعه این شواهد نشان میدهد که ساختار امنیتی رژیم پهلوی نه در خدمت امنیت ملی، بلکه در جهت تثبیت قدرت سیاسی و تأمین منافع خارجی عمل میکرد. فقدان پاسخگویی، وابستگی اطلاعاتی و بیتوجهی به مطالبات اجتماعی، شکاف میان حکومت و مردم را تعمیق بخشید و در نهایت، زمینه فروپاشی نظم سیاسی موجود را فراهم ساخت.
به گزارش بلاغ؛ روایت ۵۷ ساله حکومت پهلوی، روایتی مبتنی بر سه ستون بیثباتساز است: فساد سیستماتیک و غارت ثروت ملی، سرکوب خشن و نابودی کرامت انسانی، و وابستگی همهجانبه به قدرتهای خارجی و تقویت اقتصاد آنان به بهای تخریب زیرساختهای داخلی.
اسناد و منابع معتبر تاریخی، گواهی میدهند که این رژیم نه تنها به وعدههای توسعه و ترقی تحقق نبخشید، بلکه با ایجاد شکاف عمیق اجتماعی، سرکوب آزادیهای اساسی و تحقیر هویت ملی، بستر انقلابی گسترده را مهیا ساخت.
دهه فجر، یادآور طلوع امید و پیروزی ملتی است که با اتکا به ایمان، آگاهی و وحدت کلمه، بنای ستم و خیانت را درهم کوبید و پرچم عزت و استقلال را برافراشت. آگاهی نسل کنونی از این تاریخ، حرکتی رو به جلو در مسیر پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی و تداوم مسیر عزتمندانه ایران است.
گزارش: مجید ناییجی
انتهای خبر/















































