وصیت نامه شهید نادرعلى عباسى از آمل
وصیت نامه شهید نادرعلى عباسى از آمل
شهید «نادرعلى عباسى» در وصیت نامه خود می‌گوید: سخن با مسئولين شهر: هرگاه غرور مقام به شما دست داد به خدا پناه ببريد. آرام نشديد سرى به جبهه بزنيد. اگر جبهه شما را عوض نكرد شما را به خدا سوگند آن سمت ها را رها كنيد تا به قول اماممان نگذاريد مقام سوارتان شود بلكه شما سوار مقام شويد.

زندگی نامه شهید نادرعلى عباسى از آمل

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز»، شهید نادرعلى عباسى هفدهم اردیبهشت ۱۳۴۶ در شهرستان آمل به دنیا آمد. پدرش حسن و مادرش سلیمه نیکزاد نام داشت. بعنوان سرباز انتظامی در جبهه حضور یافت. در تاریخ هشتم شهریور ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی جنوب خوزستان شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از تشییع در گلزار شهدای روستای مرزیکتی نوا آمل، به خاک سپردند.

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش

 

وصیتنامه شهید نادرعلى عباسى

 و لاتحسبن‏الذین قتلوا فى سبیل‏الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

 بکشید ما را ملت ما بیدارتر مى‏شود.    امام خمینى

اکنون که عازم جبهه جنگ هستم وصیت نامه مزبور را در حال خلوت با پروردگار بارى تعالى به رشته تحریر درمى‏آورم. امید است که با اجراى آن روحم را شاد نمائید. از آنجائى که بى‏نهایت به شهادت عشق مى‏ورزم گفتم این انقلاب فرصت خوبى است. تا دیر نشده از فرصت استفاده کنم.

 …. حال چند کلمه وصیت:

بنده با آگاهى کامل از کمّ و کیف قضیه، راه خود را انتخاب کرده و امیدوارم که در عروج روحم از زندان جسم، ماتم نگیرید و براى این موهبت الهى و تکامل انسانى سوگوارى نکنید و همان‏گونه که روحم شادىِ طیران به سوى لقاءالله را دارد شما هم شاد باشید و براى بلندپروازى‏هاى روحم طلب مغفرت کنید. برایم در مسجدها که سنگر اسلام و انقلاب است مجلس برپا داشته، در مرگم محزون نباشید. حتى در صورت امکان شیرینى پخش کنید. گریه کنید اما فقط براى مظلوم کربلا، سالار شهیدان امام حسین)ع( زیرا اشک ریختن در راه حسین(ع) و براى حسین(ع) پاداش بزرگى دارد. بلى در مجلس سوگواریم لباس نو بپوشید. به پدر و مادرم دلدارى دهید. خواهرانم را لباس نو بپوشانید. گرچه مى‏دانم خیلى فقیرند و برایشان لباس نو خریدن مقدور نیست. اما ارزان باشد و نو. چون تاکنون شناخته شده نبودند. حال مردم اجتماع انتظار زیادى از عملکرد آنها دارند. در تربیت خواهرانم کوشا باشید. بخصوص مسأله انقلاب و جنگ تحمیلى عراق علیه ایران را به ایشان بیاموزید. سلاح به آنها یاد دهید زیرا مملکتى که حسین)(ع) و یارانش حاکم مى‏ باشند نباید زیر بار ظلم برود.

اگر از جسم و قالب ظاهرى‏ ام چیزى به عنوان جنازه باقى بود به پدر و مادر و بستگانم نشان دهید که خشم انقلابى آنان بیشتر شود تا بى‏ تفاوت نباشند.

اگر جنازه به دست شما رسید، در هرکجا دلتان خواست دفن کنید. زیرا مکان برایم اهمیت خاصى ندارد. چون این جسم لیاقت آن دنیا را ندارد بلکه آن روح است، اگر مورد توجه خداوند قادر سبحان قرار گیرد جایش را مى‏یابد.

هرگاه مراسمى برگزار مى‏کنید به یاد همه شهداء باشید. بخصوص شهیدان کربلاى هفت تیر و هشت شهریور شهیدان بهشتى، رجائى و باهنر.

سخن با مسئولین شهر: هرگاه غرور مقام به شما دست داد به خدا پناه ببرید. آرام نشدید سرى به جبهه بزنید. اگر جبهه شما را عوض نکرد شما را به خدا سوگند آن سمت‏ ها را رها کنید تا به قول اماممان نگذارید مقام سوارتان شود بلکه شما سوار مقام شوید.

در خاتمه دعاى همیشگى را که وظیفه دینى و انقلابى ماست فراموش نکنید:

»خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار.«

والسلام

جان نثار اسلام و انقلاب

نادرعلى عباسى مورخه ۶۴/۴/۱۵