به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ بهناز مقدس کارشناس رسانه| در شرایطی که «میدان» به مؤلفهای تعیینکننده در معادلات تبدیل شده، کنش رسانهای نیز کارکردی فراتر از بازتاب یافته است. پاسخ صریح مدیر خبرگزاری تسنیم به خبرنگار بیبیسی را میتوان نشانهای از رویکردی دانست که در آن، رسانه داخلی با تأکید بر هویت، مرزهای خود را فعالانه بازتعریف میکند.
در شروع دور تازهای از مذاکرات، خیابانها به صحنهای زنده از کنش اجتماعی و سیاسی تبدیل شدهاند؛ حضوری که پس از پیام رهبری مبنی بر اثرگذاری مستقیم «میدان» بر نتیجه مذاکرات، معنایی دوچندان یافته است. این حضور پرشور را نمیتوان صرفاً یک تجمع تلقی کرد، بلکه باید آن را بازنمایی نوعی سرمایه اجتماعی دانست که در بزنگاههای حساس، خود را بهصورت عینی نشان میدهد.
آنچه امروز در خیابانها جریان دارد، نوعی همافزایی میان افکار عمومی، رسانه و سیاست است. مردم با حضور خود، پیام روشنی از انسجام، مطالبهگری و حمایت از منافع ملی ارسال میکنند؛ پیامی که نهتنها در داخل، بلکه در سطح بینالمللی نیز قابل دریافت و تحلیل است. این سطح از اعتماد عمومی چه در همراهی با رهبری و چه در رجوع به رسانههای داخلی، نشاندهنده شکلگیری نوعی همگرایی در سپهر ارتباطی کشور است.
در همین چارچوب، کنش رسانهای نیز بهعنوان بازوی مکمل «میدان» اهمیت ویژهای یافته است. پاسخ قاطع کیان عبداللهی، مدیر خبرگزاری تسنیم، به خبرنگار بیبیسی، کسری ناجی، آنجا که میگوید «شما هموطن ما نیستید» را میتوان نمونهای از بازتعریف مرزهای هویتی در عرصه رسانه دانست؛ جایی که رسانه داخلی، نه در موضع انفعال، بلکه با رویکردی فعال و هویتمحور ظاهر میشود.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، پیوند میان «خیابان» و «رسانه» در حال تثبیت یک گفتمان واحد است؛ گفتمانی که بر ایستادگی، اعتماد و کنشگری آگاهانه استوار است. در چنین شرایطی، قدرت رسانهای ایران نیز در کنار حضور میدانی مردم، بهعنوان یک مؤلفه اثرگذار در شکلدهی به روایتهای جهانی خودنمایی میکند. این همزمانی و همراستایی، میتواند در معادلات پیشرو، نقشی تعیینکننده ایفا کند.
در عین حال، نباید از این نکته غافل شد که تداوم این فضا نیازمند مدیریت هوشمندانه و حفظ اعتماد عمومی است. هرچه این اعتماد تقویت شود، اثرگذاری «میدان» و «رسانه» نیز افزایش خواهد یافت. امروز، افکار عمومی بیش از گذشته به دنبال روایتهای دقیق، شفاف و قابل اتکا است و این مسئولیت رسانهها را دوچندان میکند.
در نهایت، میتوان گفت آنچه امروز در خیابانها و رسانهها شکل گرفته، صرفاً یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک روند بزرگتر در بازتعریف نقش مردم در تحولات کلان کشور است؛ روندی که اگر بهدرستی هدایت شود، میتواند پشتوانهای جدی برای تصمیمسازیهای مهم در عرصههای داخلی و بینالمللی باشد.



















































