به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ همزمان با چهلوهفتمین فجر انقلاب حسینیه ولیعصر (عج) روستای اجبارکلا در شهر بابکان آمل، حال و هوای دیگری دارد. اینجا دیگر فقط یک مکان مذهبی نیست؛ سه روز است که به نگارخانهای از دستآفریدههای زنان روستایی، کارگاه آموزشی کودکان و ویترینی از عرق بهارنارنج و ترشی هفدهنوع تبدیل شد.
«انقلاب مهدوی، امید فردایی»؛ شعاری است که منیژه علیپور، فرمانده پایگاه حنانه و مسئول برگزاری جشنواره، آن را نقشه راه این رویداد سهروزه میداند.وی به خبرنگار «بلاغ» میگوید: میخواستیم دهه فجر امسال فقط به سخنرانی و راهپیمایی خلاصه نشود. نشاط اجتماعی، شناسایی بانوان کارآفرین و فروش تولیدات خانگی را در کنار مفاهیم مهدوی نشاندیم تا هم نسل جوان پای کار بیاید، هم مادران دغدغمند.
در ایستگاه کودک مهدوی اما روایت شنیدنیتر است؛ فاطمهزهرا ستاری و فاطمه میرزاآقازاده، مربیان این غرفه، با ظرافتی تحسینبرانگیز مفاهیم میهنی و مذهبی را برای کودکان ترجمه کردهاند.
یکی از پربازدیدترین بخشهای این غرفه، دارت زدن به تصاویر نتانیاهو و ترامپ است. کودکان پیش از پرتاب دارت، شعار «مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل» سر میدهند و سپس با انرژی هدفگیری میکنند. در گوشه دیگر، نقشه ایران خودنمایی میکند؛ کودکانی که دست روی نقشه میگذارند و عهد میبندند «حافظ مرزهای ایران و مذهب شان باشند.»
ستاری به بلاغ توضیح میدهد: با زبان نقاشی و قصه، حدیث امام زمان(عج) و آرمانهای انقلاب را برای بچهها روایت میکنیم. این نسل باید بداند غیرت دینی و میهنی در کنار هم معنا میشود.
از کارگاه تعطیلشده تا تولیدی که ۲۰ زن سرپرست خانوار را اداره میکند
اما شور زندگی در غرفههای اقتصاد مقاومتی جریان دارد. هفت غرفه، هفت روایت از زنانی که با حداقل سرمایه در خانههای روستایی، کارگاه راه انداختهاند.
خانم رضایی از آمل با تولیدی ملزومات حجاب آمده است. محصولاتش را بانوان سرپرست خانوار میدوزند. او میگوید: در سه روز فروش خوبی داشتیم، چون زنان روستایی برای خرید چادر و روسری باید به شهر بروند. اینجا هم خرید کردند، هم ما را شناختند.
پیشنهاد او افزایش وامهای خوداشتغالی است: با ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون میشود کار را راه انداخت. الان وامها آنقدر کم است که جوان انگیزه ثبتنام ندارد.
خانم محمدزاده اندواری اما قصه تلختری دارد. یک سال و نیم مغازه خیاطی داشت اما به دلیل کمبود سرمایه و عدم دریافت وام، مغازه را تعطیل و به خانهنشینی تن داده است. میگوید: اگر وام ۱۵۰ میلیونی بدهند، چرخ صنعتی میخرم و مغازه باز میکنم. تازه میتوانم چند زن دیگر را هم مشغول کنم.
در مقابل، خانم صغری حیدریان ۱۰ سال است با دستان خالی، ترشی و سبزی خشک تولید میکند. ترشیهای هفدهنوع او بدون رب و با گوجه یا لبو تهیه میشود. دوران کرونا بیماران با عطر سبزیهای خشکش نفس کشیدند. میگوید: با ۱۰ تا ۵۰ میلیون میشود برای ۵ تا ۱۰ زن سرپرست خانوار شغل ایجاد کرد. فقط یک فضای کوچک، شیشه، لیبل و مواد اولیه میخواهیم. همه مواد از همین منطقه است؛ این یعنی اقتصاد مقاومتی.
عرقیات و بافتنی؛ هنرهایی که چشم به حمایت دارند
خانم سلیمی از اجبارکلا با عرقیات گیاهی آمده و فروشش خوب بوده. پروین زارع اما از شرکتهای خریدار محصولاتش گلایه دارد: به نفیس و نوید میفروشم، اما قیمتها جواب نمیدهد. نه وام گرفتهام، نه بیمه دارم، نه حمایت.
خانم نیکپور، روتختی و البسه میبافد. نخ گران شده و جای فروش ندارند. اگر کارگاه دائمی یا تسهیلات ۱۵۰ میلیونی باشد، هم تولیدمان زیاد میشود، هم مادران دیگر را مشغول میکنیم.
پایانی با گلبانگ اللهاکبر
شب پایانی جشنواره اما متفاوت بود. گروه طنز، سرودهای انقلابی، اجرای زورخانهای و نورافشانی، ضیافت سهروزه اجبارکلا را به اوج رساند. گلبانگ «اللهاکبر» از کوچهپسکوچههای روستا طنین انداخت؛ همانگونه که ۴۷ سال پیش در همین روزها شنیده شد.
این جشنواره با همکاری پایگاه برادران، کانون خادمیاران رضوی، شهردار، شورای شهر بابکان و بخشداری دشتسر برگزار شد و نشان داد میتوان انقلاب را در دل روستاها با زبان امید و تولید روایت کرد؛ نه فقط با شعار که با دستفروش زنان کارآفرین و نقاشی کودکان بر نقشه ایران.
خواسته مشترک تمام بانوان تولیدکننده این جشنواره اما در یک جمله خلاصه میشود: وام بدهید، بیمه کنید، مکان دائمی بدهید. ما کاربلدیم، فقط دستمان را بگیرید.
انتهای خبر /














































