به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ علیرضا میرزایی در گفتگو با این پایگاه خبری اظهار کرد: در شرایط فعلی بعضی از استراتژیستهای اقتصادی معتقدند که چون جامعه به واسطه اتفاقات اخیر در یک ضربه اجتماعی قرار دارد و هزینههای زیادی به مردم و کشور تحمیل شده است؛ اگر اصلاحات اقتصادی در این مقطع ادامه پیدا نکند، دیگر ظرفیت ضربه بعدی وجود نخواهد داشت، ازاینرو باید از این فرصت استفاده کرد.
در ادامه گفتگوی خبرنگار بلاغ را با عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشکده شهید محلاتی میخوانید.
بلاغ: در خصوص اتفاقات اخیر کشور توضیح دهید.
میرزایی: نمیشود کتمان کرد که رانت سوءاستفاده از یارانههایی که به تولیدکنندهها یا واردکنندهها داده میشد، این مشکلات اقتصادی را ایجاد کرده است. این مسئله تقریباً تردیدناپذیر است و کشور نیاز به این اصلاحات داشت. معتقدم از این اصلاح باید استقبال کرد. باتوجهبه تخلیه عصبیتهای اجتماعی شاید جامعه مجدداٌ موضعگیری نکند؛ اما اینکه تمامی این اصلاحات به نتیجه خواهد رسید باید در طول زمان مشخص شود.
جامعه ما بسیار پیچیده است و تحریمها و از سوی دیگر مافیاهای حوزه اقتصادی هم همچنان فعال هستند؛ ازاینرو باید نتیجهگیری را به آینده سپرد؛ اما من فکر میکنم که جهتگیری اصلی تدبیر درست بوده است.
بلاغ: در مورد مواضع حضرت آقا در دو سخنرانی بسیار مهم اخیر، اهم نکاتی که دریافت کردید و راهبردی که حضرت آقا در این دو سخنرانی داشتند شما چه مواضع و موضوعاتی را حائز اهمیت میدانید؟
میرزایی: همه اذعان دارند که مقام معظم رهبری ذهنی ساختارمند دارند و بهعنوان یک استراتژیست بینالمللی میاندیشند و کاری به بحثهای جزئی داخل کشور یا بیرون کشور ندارند. به قول سیاسیون همه مسائل را در یک تصویر بزرگ میبینند؛ بنابراین مسائل از نگاه ایشان معمولاً راهبردی است.
نکته اول اینکه علیرغم تهدیدات دشمن ایشان در حسینیه امام سخنرانی کردند آن هم در دیدارهای جمعی و پیام ویدئویی ندادند؛ یعنی ایشان فضای ارعاب را شکستند. همچنین در سخنرانی خود تحلیل ماهیت فتنه کردند و بهصورت ماهوی به قضایا پرداختند که ریشههای بحران و بحرانآفرینی بههرحال خارج از ایران است.
ایشان همچنین بین اعتراض مسالمتآمیز با اغتشاشگری تفاوت قائل شدند و خواهان برخورد با اغتشاشگران و شنیدن حرف معترضانی شدند که حرف به حقی در حوزه اقتصاد دارند. همچنین به این واقعیت اشاره کردند که بههرحال مردم تحتفشار معیشتی هستند. البته این تعبیری که بهعنوان ضعف اقتصاد عنوان میشود اصلاً توانمندیها و زیرساختهای اقتصادی ایران نیست؛ چون اقتصاد ایران اقتصادی قوی است و بین رتبه نوزده تا بیست و شش در بین دویست کشور دنیا قرار دارد؛ بنابراین منظور از مشکلات اقتصادی وضعیت معیشت جامعه است؛ یعنی اینکه فرایندهایی که چرخه معیشتی ما را در حوزه توزیع و مصرف کالا و حوزههای خدماتی رقم میزند برای مردم گران تمام میشود و نباید چنین فشاری به جامعه وارد شود.
بلاغ: نقش مردم را در فتنه اخیر چگونه ارزیابی میکنید؟
میرزایی: بههرحال این بار هم مردم بودند که کمر فتنه را شکستند. مردم باید فتنه را بشناسند و در مقابل آن کوتاه نیایند. فتنهگران فقط در حوزهٔ صحنه نباید برچیده شوند؛ بلکه پروندههای حقوقی برای آمرین به اغتشاش تشکیل بشود و پروندههای قضایی و کیفری تشکیل گردد و فراتر از عوامل میدانی باید با کسانی که به هر دلیلی مردم را تحریک کرده یا عاملیت داشتند در داخل و خارج کشور برخورد جدی انجام شود.
صاحبان برند و رسانه که مردم را به شورش دعوت کردند به بهانههای احساس همدلی و تحت عنوان فریبنده طرفداری از مردم، خواسته همین مردم این است که باید هزینههای اجتماعی و اقتصادی این اغتشاشات را پرداخت کنند. این از آن نکات بسیار برجستهای بود که حضرت آقا نیز اشاره فرمودند و مهمتر از همه اینها به نظر من حفظ انسجام درونی و یک اتحاد ملی واقعی در بین مردم باید پررنگتر شود. فعلاً جای گلایههای داخلی نیست؛ یعنی علیرغم اینکه ضعفهایی در حوزه حکمرانی و ناکارآمدی دستگاه داریم ابتدا باید به فتنه و پسا برچیدن فتنه تأکید کرد منتها از راههای قانونی.
بلاغ: دولت باید چه تغییرات ساختاری به وجود بیاورد تا نظیر این اتفاقات دوباره اتفاق نیفتد؟
میرزایی: از لحاظ ساختار نظام نه بلکه تغییرات در چارچوب ساختار نظام باید صورت پذیرد. وقتی صحبت از نیاز به ترمیم باشد قانون اساسی وجود دارد. در زمان مناسب و پس از عبور از بحران باید شورایی از طرف رهبری تشکیل بشود تا در چارچوب نظام عملکردها کارآمدتر شده و اولویتبندیها صورت پذیرد. مثلاً نکتهای که از دوره فتنه مهسا شروع شد که جمیع منتقدین درباره حق اعتراض مدنی و مسالمتآمیز خواستار تغییر قوانین شدند و قانون مربوط به آن مدتها در گروههای مجلس خاک میخورد اخیراً با یک عجله تصویب شد.
بهتر این بود که همان موقع انجام میشد. در همین ماجرای اخیر هم بازاریان علیرغم اینکه اعتراض بجایی داشتند؛ چون چندماهه آخر سال دورهٔ طلایی در کار تجاری است؛ اما حق نداشتند بدون هماهنگی و اجازه وزارت کشور و فرمانداری تهران دست به تجمع بزنند یا دیگران کاسبان را با تهدید مجبور به بستن کاسبی یا اعتراض کنند. اعتصاب باید خودجوش و دینامیک باشد.
بههرحال به نظر بنده یکی از اموری که میتواند به کاهش التهابهای اجتماعی کمک کند بهرسمیتشناختن روشمند و اصولی همین اعتراضات است؛ یعنی نظام اعتراضات به حق را بپذیرد و همچنین از نخبههایی که واگرایی ندارند و جناحی عمل نمیکنند در صحنه مدیریت کشور استفاده شود تا ظرفیت ما در عاملیت، کنشگری و مدیریت بحرانها بیشتر شود.
همان مدلی که رهبری در انتصابات خود مثل ائمه جمعهها یا مجمع تشخیص مصلحت یا شورای انقلابفرهنگی از تمام ظرفیتهای جناحها استفاده میکنند. این رویکرد بسیار رویکرد حکیمانهای است که باید اجرا بشود؛ موارد دیگری مثل قوانین حاکم بر گمرکات یا قوانین مربوط به بازگشت ارز و نظام توزیع ارز مثل ارزهای مسافرتی هم باید تصحیح بشود. بهطورکلی ساختار نظام ما بهصورت اصولی اشکال اساسی ندارد.
بعضی از مسائل هم اصلاً قابلتغییر نیست مثل جمهوریت یا اسلامیت نظام و اصل مشروعیت نظام که ولایتفقیه است. من فکر میکنم اگر دولتمردان در کل حاکمیت یعنی قوه قضائیه، مقننه و مجریه در فصل سوم قانون که پاسداشت حقوق مردم است متمرکز بشوند میتوانیم بر بسیاری از مشکلات فعالی فائق شویم. کشور ما کشوری قوی است و با تمام این بحرانهایی که در واقع در اثر بعضی از تحریمها و سو مدیریتها به وجود آمده است اگر اصلاحات صورت بگیرد هم وضعیت کشور و هم رضایتمندی مردم تأمین خواهد شد.
نکته دیگر اینکه در بعضی موارد مردم حس بعضی موارد را دارند که ممکن است در واقع درست نباشد و القائات بیگانه و نادرست باشد؛ مثلاً حس بیعدالتی یا حس عدم پیشرفت واقعی گاهی احساس و تفکری کاذب است.
بلاغ: اشاره کردید که بخشی از این احساس ناعدالتی یا عدم پیشرفت که در جامعه وجود دارد واقعی نیست. نقش فضای مجازی در شکلگیری این فضای ناامیدی و احساس ناامنی کاملاً مشهود است. دولت چه اقداماتی باید در حوزه فضای مجازی انجام بدهد که این حس ناامیدی و سرخوردگی که در رسانه وجود دارد تغییر کند؟
میرزایی: مدیریت فضای مجازی از اولین و مهمترین مطالبات رهبری و دلسوزان کشور بوده است. از حدود بیست سال پیش تعیین تکلیف شبکه ملی اطلاعرسانی یا شبکه اینترنتی ملی ناقص مانده است. شبکهای که تمام کشورها برای خود به وجود آوردهاند. مشکل ما ضعف پلتفرمها یا زیرساختهای مناسب است و سکوهای ما کافی نیستند. بخش مهمی از کشور ما خصوصاً جوانترها در فضای مجازی کار و تجارت و بیزینس انجام میدهند؛ بنابراین این موضوع نیاز به ترمیم و تکمیل دارد.
در مرحله دوم بالابردن سواد رسانهای مردم است که استفاده، دریافت، تحلیل و پاسخگویی مردم در فضای مجازی باید مدیریت بشود؛ یعنی به عبارتی ریاست یا فرماندهی در فضای مجازی در داخل کشور ما صورت پذیرد که در حال حاضر این مدیریت با اینکه ظرفیتهای خوبی هم در این زمینه داریم هنوز پراکنده و نامنسجم است. نکته بعد اینکه در رسانه ملی باید فضا گفتمانهای مختلف بازتر شود و اعتمادسازی به رسانه ملی تقویت شود. به نظر بنده باتوجهبه نقشی که فضای مجازی سایبر دارد و با ابزار قدرتمند هوش مصنوعی که به آن اضافه شده است حاکمیت و حکمرانی در فضای مجازی باید مجدداً احیا بشود.
نمونههای آن در چین و روسیه سابقه دارد و شبکه ملی اینترنت داخلی باید بهشدت پیگیری بشود. در نهایت هم دستاوردهای انقلاب باید در قالب شاخصهای بینالمللی مثل گزارشهای بانک جهانی یا سازمان بهداشت جهانی و غیره برای مردم بازگو شود. بحث امید به زندگی، بحثهای زیرساختی، پیشرفتها در حوزه زنان، پیشرفتها در حوزههای اجتماعی و سایر دستاوردهای انقلاب را البته ضمن بیان مشکلات و دشمنانی که بر سر راه پیشرفت و توسعه داریم برای مردم بازگو کنیم.
بلاغ: عوامل بیگانه و خارجی چقدر در این اغتشاشات و ناآرامیها نقش داشتند؟ یا واقعاً آلترناتیو در داخل کشور است یا نه؟
میرزایی: پایگاههای اصلی شورشها که قطعاً خارج از کشور است. کانونهای نارضایتی در داخل داریم؛ اما کسانی که این اتفاقات ناخوشایند را رقم زدند و به اموال عمومی و زیرساختها و اموال شخصی مردم آسیب زدند این کانونهای نارضایتی داخلی نبودند. یک تئوری در غرب از زمان ترومن شکل گرفت که بهجای لشکرکشی به کشورها سعی شد که یارگیری از داخل کشورها از افراد بیکار یا افرادی که به لحاظ ایدئولوژیک با آن سیستم مشکل دارند و یا با هنجارهای حاکمیتی کنار نمیآیند صورت پذیرد و این افراد معمولاً مورد سوءاستفاده کشورهای متخاصم قرار میگیرند. در ایران هم این اتفاق بارها صورتگرفته است اینبار هم کانون اصلی گسترش بحران تبدیل آن به اغتشاش از اعتراض و رفتن بهسوی خشونتهای سخت و داعش گونه تماماً معطوف به کشورهای بیگانه و کشورهای آمریکا و اسرائیل بوده است.
بلاغ: آینده نظام سیاسی جمهوری اسلامی رو با همهٔ حقایقی که امروز در کف میدان وجود دارد چطور پیشبینی میکنید؟
میرزایی: آینده نظام از دو جهت قابل تثبیت است اول رهبری هوشمندانه و حکیمانهای مقام معظم رهبری که ارگان و ساختارهایی به وجود آورده است که موجودیتشان به موجودیت نظام متصل است این حرف بنده یک جمله ویترینی یا آکواریومی نیست برای مثال سپاه پاسداران با چندصد هزار نیرو و چندصد هزار بازنشسته و میلیونها بسیجی و بعد مردمی آن که پای ولایت ایستادهاند و دوم رهبری حکیمانه و داهیانه امام و مقام معظم رهبری و مهمتر از همه به نظر من حماقت دشمنان جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی بیشترین استفاده را از نادانی و کم عمقی دشمناش میبرد وقتی اعتراضی شکل میگیرد دشمنان زود وارد گام خشونت میشوند یا از بیگانگان درخواست حمله به ایران را دارند. اکثر اپوزیسیون جمهوری اسلامی در زندگی معمولی خود دچار مشکل هستند برای مثال رضا پهلوی که این دفعه خیلی بهاصطلاح بلد شد و در چشمها آورده شد وقتی نگاه به زندگی و سرگذشت خاندان پهلوی میکنیم میبینیم یک خواهر و یک برادرش خودکشی کردند. خواهر بزرگترش نتوانسته ازدواج کند. خودش شغل ندارد و توانایی مدیریت همسر و فرزندانش را ندارد. خب در مقابل میبینید جمهوری اسلامی یک رهبری هوشمند، باسواد و یک مجتهد عالم والا مثل مقام مثال مقام معظم رهبری دارد که بههرحال چهل و هفت سال توانسته در مدیریت کشور نقش اساسی ایفا کند و بسیار فکر ساختارمندی دارند و در مقابل آنان ضعیف معمولی مثل پهلوی که در اداره زندگی معمولی خود هم عاجز است واضح است که این نظام تضمین میشود و اپوزیسیون به هیچ نتیجهای نخواهند رسید.
یا مثلاً منافقین که هفده هزار نفر را ترور کردند چه جایگاهی در بین مردم ایران و یا افکار عمومی آزاد در جهان دارند. بنابراین یکی از شانسهای بزرگ جمهوری اسلامی ایران این است که بههرحال اپوزیسیون ضعیف و بیگانه گرا دارد در مقابل نظامی که با اشاره کوچکی میلیونها ایرانی آن هم معمولاً از طبقه متوسط و پایین جامعه از لحاظ اقتصادی را به خیابانها میآورد با این نظام بهراحتی نمیشود از سرنگونی و برچیدهشدن صحبت کرد. حتی اگر مقطعی دشمن حمله هم بکند کشور ما کشوری نیست که با یک حمله و هوای گری بخواهد تسلیم بشود که بنابراین به نظر بنده آینده بسیار روشن است؛ مخصوصاً ما در ده سال آینده که پوستاندازی خواهیم کرد و این جوانهای متعهد و این جوانهای تکنوکِرات بوروکرات سالار باسواد متعهد در مدیریت کشور جایگزین خواهند شد قطعاً کشور ما بهصورت جهشی رشد خواهد کرد به چه به نظر من ناامیدیها امیدها بیشتر است.
گفتگو: محمدعلی جوربنیان


















































