زندگی نامه شهید مجتبى ثقفى از آمل
شهید مجتبى ثقفى نهم اردیبهشت ۱۳۵۲ در شهرستان آمل به دنیا آمد. پدرش محمدآقا و مادرش عالیه نام داشت. دانش آموز دوم راهنمایى بود. از سوى بسیج در جبهه حضور یافت. یکم اردیبهشت ۱۳۶۶ در بانه توسط نیروهاى عراقى بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از تشییع در آستانه امام زاده ابراهیم (ع) گلزار شهدای آمل، به خاک سپردند.
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش
وصیتنامه شهید مجتبى ثقفى
سلام و درود بر منجى عالم بشریت، وارث نبوت، نابودکننده ظلم و ستم مستکبرین، ولى عصر آقا امام زمان (عج) و با سلام بر نائب برحقش پیر جماران و سلام و درود بر خانواده هاى معظم شهدا و به امید فتح و پیروزى رزمندگان اسلام.
اى امت حزبالله و همیشه در صحنه آمل و حومه! همان طورى که در جریان هستید امروز شرق و غرب و دشمنان داخلى علیه ما یورش آورده و تجاوز به خاک مقدس اسلام کرده و مىخواهند اسلام را از بین ببرند. امروز ما باید بدانیم که هیچگاه امام عزیز و یارانش را تنها نگذاشته و پشتیبان آنها باشیم. امروز رزمندگان ما در جبهه هاى حق علیه باطل در دعاهاى نیمه شعبان امام عزیز و خانواده هاى شهدا و رزمندگان را دعا مىکنند. امروز ملت عزیز ما به تمام دشمنان داخلى نشان دادند که ملت ایران همیشه پیروز و جواب شرق و غرب را مىدهند. چند نکته با پدر عزیزم. پدر! آیا کسى به خود اجازه مى دهد متجاوزین به اسلام و دینش تجاوز کرده و او ساکت بنشیند. امروز ایستادن در برابر متجاوز و تجاوزگر طبق نظر امام و با بهره گیرى از قرآن واجب مى باشد و چون ما خود را مسلمان و متدین به دین اسلام مى دانیم پس بر ما تکلیف است بپا خیزیم و در برابر کفر و تجاوز بایستیم. پدرجان! با زحمت هایى که براى من کشیدى بالاخره مرا روانه جبهه کردید تا اینکه شما هم دین خود را به جبهه ها و به این انقلاب ادا نمائید و اگر در این راهى که انتخاب کردم شهید شدم ناراحت نباشید و افتخار کنید که فرزند خود را در راه اسلام و انقلاب فدا کردید و سربلند باشید. اما چند کلام با تو اى مادرم. من زمان کودکى ام را به یاد ندارم اما مى دانم که در پرورش و تربیت من رنجها و زحمات زیادى متحمل شده اید و سختىهاى زیادى دیده اید تا اینکه فرزندت را به سن و سالى رساندى که امید آینده شما محسوب مىشد. اما این آرزوها دنیایى است و من معتقدم که شما باید خدا را شکر کنید که زحمات شما در این راه به کار گرفته شده است و از اینکه در مدت چند سال که در دنیا و در جوار شما بوده ام ناراحتى هایى براى شما به وجود آورده ام پوزش و حلالیت مىطلبم و بالاخره شما را به صبر و بردبارى و استقامت دعوت مى نمایم و در شهادتم اشک نریزید و اشکى هم اگر مىریزید بى تابانه نباشد و براى مظلومیت حسین و خاندان محمد (ص) باشد. برادران عزیز و برادران حزب اللهى! امروز شما نباید سلاح مرا به زمین بگذارید. همانا سلاح بر زمین گذاشتن، ضعیف شدن اسلام و انقلاب است و شما را به تقوا و پرهیز از غیبت توصیه مىکنم و امروز شما باید جبهه ها را پُر کنید تا قلب امام عزیز و یارانش را شاد کنید. به خواهران عزیز خود و کلیه خواهران حزب اللهى سفارش و توصیه مىکنم به عنوان کسى که خون خود را به پاى درخت اسلام ریخت در شهرها و روستاهاى خود در همه جا حجاب را رعایت کنید و در تربیت فرزندانتان کوشا باشید و فرزندانى تربیت کنید و پرورش دهید که پشتیبان انقلاب و اسلام و رهبر باشند و در شهادتم اشک نریزید و همچون زینب (س) چون کوه مقاوم و استوار باشید و در آخر از همه شما حلالیت مى طلبم. چند سفارش به همه ملت ایران بالاخص مردم مازندران. اینکه مقاوم و استوار باشید. دست از حمایت از رهبر و حکومت اسلامى برندارید و پشتیبان آنان باشید و فرزندان خود را روانه جبهه کنید و از نجواى طبل تو خالى دشمنان داخلى و خارجى هراسى به دل راه ندهید و امام را تنها نگذارید که تنها گذاشتن امام و حمایت نکردن از حکومت اسلامى امروز گناهى بس بزرگ دارد که گناهى نابخشودنى مىباشد.
خداوند اسلام و مسلمین را نصرت و پیروزى بر کفر جهانى عطا فرماید.
»و مناللهالتوفیق – آمین یا ربالعالمین«
مورخه ۱۳۶۵/۱۲/۱۶
مجتبى ثقفى