فروریختن دیوار ۵۷ ساله
فروریختن دیوار ۵۷ ساله
انقلاب اسلامی ایران تنها یک جابجایی قدرت نبود؛ بلکه نقطه پایانی بر عصر «ایستادگی ذلیلانه» و آغازی بر فصل عزت و استقلال یک ملت بود. قیام مردمی که با سرنگونی خاندان پهلوی، میراث دار نظام‌مندترین دزدی و خیانت تاریخ معاصر ایران را به زباله‌دان تاریخ فرستاد و کرامت واقعی را به ایرانیان بازگرداند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ رقیه گیلانی‌پور| وقتی از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در دهه فجر سخن می‌گوییم، در حقیقت از پایان یکی از تاریک‌ترین ادوار حکومتی نام می‌بریم که اسناد و اعترافات بازمانده از آن، گویای عمق فاجعه خیانت و فساد سازمان‌یافته است. خاندان پهلوی در ۵۷ سال سلطنت، ایران را به کارگاه دزدی از بیت‌المال و وابستگی مطلق به بیگانگان تبدیل کرده بودند.

نخستین سند خیانت، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است. اسناد لانه جاسوسی و اعترافات عوامل سیا نشان می‌دهد که محمدرضا پهلوی شخصاً با چراغ سبز به آمریکا، دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرد. او در خاطراتش صریحاً نوشت: «مصدق را دوست نداشتم چون به من گفت شاه باید سلطنت کند نه حکومت.» این خیانت، ایران را ۲۵ سال به مستعمره اطلاعاتی آمریکا تبدیل کرد. به فرموده رهبر معظم انقلاب، “رضاخان را انگلیس‌ها سرکار آوردند و وقتی به درد نخورد، محمدرضا را نشاندند؛ این جزو بخش‌های واضح تاریخ معاصر ماست” . قرارداد ننگین کنسرسیوم، کاپیتولاسیون که به اتباع آمریکایی مصونیت قضایی می‌داد، و وام‌های کلان با بهره سنگین، تنها بخشی از بدهی های این خاندان به بیگانگان بود.

فساد؛ کارخانه میلیاردرسازی درباری

اشرف پهلوی، نماد این فساد بود. اسناد ساواک فاش می‌کند او با واسطه‌گری تسلیحات، میلیون‌ها دلار کمیسیون غیرقانونی دریافت می‌کرد. هوشنگ انصاری، وزیر دربار، اعتراف کرده است: «خواهر شاه شخصاً از قراردادهای نفتی و تسلیحاتی سهم می‌برد.» محمدرضا نیز با تأسیس بنیاد پهلوی، یک‌سوم املاک ایران را مصادره و به نام خانواده ثبت کرد. شمس پهلوی، دیگر خواهر شاه، با استفاده از نفوذش، کاخ مروارید را در ۱۱۱ هکتار با هزینه یک میلیون دلار ساخت و از ثروتمندان برای واردات کالا باج می‌گرفت . در مقابل، انقلاب اسلامی این رانت را پایان داد و با تأسیس نهادهایی مانند کمیته امداد و بنیاد مسکن، خدمات را به میان محرومان برد. رشد شاخص‌هایی مانند باسوادی، پزشک و متخصص، حاصل تحولی است که رهبری آن را خودباوری و استقلال در مقابل وابستگی دوره پهلوی می‌نامند.

تاریخ شفاهی زندانیان سیاسی، پر از روایت‌های هولناک از شکنجه‌گاه‌های ساواک است. اعترافات ژنرال نصیری (رئیس ساواک) در دادگاه انقلاب: «از بازجویی‌های ویژه با چوب و شلاق و شوک برقی آگاه بودم و تأیید می‌کردم.» کشتار ۱۵ خرداد ۴۲، آتش زدن سینما رکس آبادان و فضای خفقان‌آور، ریشه در همان فرهنگ امنیتی داشت که در مقابل یک حرف، معترض را از سر راه برمی‌داشت. اما جمهوری اسلامی، امنیت را از آن مردم دانست و دفاع مقدس و مقابله با تروریسم را با اتکا به آرای عمومی رقم زد.

فساد اخلاقی و غارت منابع در برابر کرامت انسانی

اشرف پهلوی در مصاحبه‌ای صریح اعتراف کرد: «من زندگی‌ام را کردم.» اما این زندگی با پول نفت ایران و در کازینوهای رامسر و جزایر کیش که به مرکز قمار بین‌المللی تبدیل شده بود، سپری شد. اسناد نشان می‌دهد محمدرضا از طریق برادرش علیرضا، واردات مشروبات الکلی انحصاری را در اختیار داشت. در مقابل، انقلاب اسلامی کرامت انسانی را به جامعه بازگرداند. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به درستی تأکید کرده است: بزرگترین دستاورد انقلاب، بازگشت عزت و استقلال به تصمیم‌گیری ملی است. پیش از انقلاب، خارجی‌ها نفوذ فراوانی بر تصمیم‌گیری‌ها داشتند، اما امروز ایران خود تصمیم می‌گیرد.

۲۲ بهمن ۵۷، تنها سرنگونی یک رژیم نبود؛ پایان ۵۷ سال اختلاس، چپاول و نوکری از بیگانه بود. دهه فجر، دهه روایت این حقیقت است که انقلاب اسلامی به ملتی که زیر یوق یک خاندان فاسد له شده بود، عزت، استقلال و میدان تصمیم‌گیری را بازگرداند . اسناد و اعترافاتشان هنوز در آرشیوها گواهی می‌دهد که پهلوی‌ها نه سلطنت، که دزدی سازمان‌یافته را نهادینه کرده بودند و انقلاب اسلامی، طومار این خاندان خائن را برای همیشه در هم پیچید.