تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران
تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران
کنترل هوشمندانه تنگه هرمز توسط ایران، دیگر صرفاً یک اقدام دفاعی نیست؛ بلکه به ابزاری راهبردی برای بازتعریف موازنه قدرت در منطقه تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «سفیر هراز» و به نقل از «بلاغ»؛ بهنام فلاح فعال دانشجویی|  تجربه اخیر آزادی نفتکش‌های ایران در ازای صدور مجوز برای کشتی‌های هندی، نشان داد تهران با استفاده از نبض انرژی جهان، هزینه‌های فشار دشمنان را افزایش داده و معادلات را به سود منافع ملی خود تغییر می‌دهد.

تنگه هرمز، شریان حیاتی انرژی جهان و مهم‌ترین گذرگاه ترانزیتی نفت، نقشی بی‌بدیل در اقتصاد جهانی ایفا می‌کند. این گذرگاه استراتژیک، تنها راه دریایی دسترسی به خلیج فارس و کشورهای حاشیه آن است و کنترل آن، معادلات قدرت در منطقه و فراتر از آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این میان، اقدامات و عملیات اخیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای کنترل تنگه هرمز، ابعاد جدیدی به این مسئله بخشیده است.

باید به روشنی بیان کرد که هدف ایران، بستن کامل تنگه هرمز به معنای ایجاد بن‌بست برای جریان انرژی و تجارت جهانی نیست. بلکه، تمرکز اصلی بر اعمال نظارت دقیق و کنترل‌شده بر عبور و مرور نفتکش‌ها و سایر کشتی‌های تجاری است. این رویکرد، فراتر از یک اقدام دفاعی، تلاشی برای بازتعریف معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه بر اساس منافع ملی ایران است. به عبارت دیگر، تعیین اینکه کدام نفتکش اجازه عبور داشته باشد و کدام نه، از خودِ بستن تنگه هرمز اهمیت بیشتری دارد.

این سیاست، ریشه در باور به حق حاکمیت و تعیین سرنوشت در منطقه دارد. ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای، معتقد است که باید نقش تعیین‌کننده‌ای در تامین امنیت و ثبات منطقه ایفا کند و اجازه ندهد منافع ملی‌اش به خطر بیفتد. در این چارچوب، ایران حق دارد تعیین کند که کدام کشورها و شرکت‌ها می‌توانند از این گذرگاه استراتژیک استفاده کنند و کدام‌یک به دلیل مواضع خصمانه یا همکاری با دشمنان آمریکایی و صهیونی، باید از این حق محروم شوند.

اهمیت تنگه هرمز به حدی است که هرگونه اختلال در تردد کشتی‌ها، می‌تواند تاثیرات عمیقی بر اقتصاد جهانی بگذارد. آماری که نشان می‌دهد حدود یک‌سوم تجارت جهانی کود از این تنگه عبور می‌کند، گواهی بر این مدعاست. بنابراین، هرگونه تصمیم‌گیری در مورد تنگه هرمز، باید با در نظر گرفتن پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی صورت گیرد.

تشدید تنش‌ها در غرب آسیا و در نتیجه، مسدود شدن موقت تنگه هرمز، به وضوح نشان داد که چگونه این گذرگاه استراتژیک می‌تواند تاثیرات فوری و گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی داشته باشد.

برای مثال بحران تامین گاز مایع (LPG) در هند، که با صف‌های طولانی مردم در شهرهای بزرگ مانند دهلی، بمبئی و لکهنو همراه شده است، نمونه‌ای ملموس از این تاثیرات است. این بحران، نشان‌دهنده وابستگی شدید هند به واردات LPG از طریق تنگه هرمز است و آسیب‌پذیری این کشور را در برابر هرگونه اختلال در تردد کشتی‌ها برجسته می‌کند. و مثال های فراوان دیگر مانند گرانی افسار گسیخته قیمت جهانی نفت که اقتصاد جهان را موثر از خود کرده است.

اما نکته قابل توجه، واکنش اخیر ایران به این وضعیت است. گزارش‌های غیررسمی مبنی بر صدور مجوز عبور دو کشتی ال‌ان‌جی برای هند در ازای آزادی سه نفتکش توقیفی متعلق به ایران، نشان‌دهنده استفاده هوشمندانه ایران از اهرم فشار انرژی است. این موضوع به وضوح نشان داد که ایران چگونه می‌تواند از موقعیت استراتژیک خود در تنگه هرمز برای کسب امتیاز و تاثیرگذاری بر سیاست‌های خارجی سایر کشورها استفاده کند.

اینجاست که بسیاری از ناظران و تحلیلگران، تازه متوجه قدرت شگفت‌آور این اهرم شده‌اند. اهرمی که نبض انرژی جهان را در دست دارد.

کشورهای متخاصم، به ویژه آنهایی که به دنبال اعمال فشار های نظامی و سیاسی بر ایران هستند، باید درک کنند که ایران دیگر یک کشور تابع و باج دهنده در جهان نیست ،بلکه یک بازیگر فعال و توانمند است که می‌تواند با استفاده از اهرم‌های استراتژیک خود، معادلات را به نفع خود تغییر دهد. تنگه هرمز، به عنوان یک ابزار قدرتمند، به ایران این امکان را می‌دهد تا هزینه‌های اعمال فشار را برای سایر کشورها افزایش دهد و در عین حال، راه‌هایی برای حفظ منافع ملی خود پیدا کند.