به بهانه هفتمین روز شهادت هشتمین شهید مدافع حرم آملی؛

همسرم را تقدیم حضرت زینب کردم / اگر چند پسر دیگر هم داشتم هدیه به اهل بیت می‌کردم

تاریخ انتشار : پنجشنبه - ۳۰ / آذر / ۱۳۹۶
Share/Save/Bookmark
در چشم‌هایشان پیروزی عظیمی‌ موج می‌زد که روایتی از عشق سر می‌داد؛ انتظار این همه دل‌دادگی از خانواده‌ای که تازه پاره تنش را نثار کرده نداشتم.
همسرم را تقدیم حضرت زینب کردم / اگر چند پسر دیگر هم داشتم هدیه به اهل بیت می‌کردم
 

به گزارش سفیر هراز، معرفت و مردانگی جوانان این مرزو بوم مثال نزدنی است؛ جوانانی که به سادگی دفتر روزمرگی‌شان را خط می‌زنند تا روایت زیبایی را بسازند؛ ابرمردانی که عشق را در معنای حقیقی آن به ثبت رسانند.

نگارش این وصال زیبا و سراسر معرفت که در هیچ جای زندگی پر از هیاهوی دنیایی نمی‌توان یافت کار دشواریست نه از پس قلم بر می‌آید و نه کلمات گنجایش این عشق را درک می‌کنند.

اسطوره ای از شجاعت، ایثار و مردانگی روایت شهیدی از این سرزمین است که در دفاع از حریم عمع سادات جان که هیچ تمام عشق و روح اش را نثار کرده است.

نمی‌توان از تو نوشت، هیچ کلمه ای را نمی‌یابم تا تو را وصف کند؛ مگر آنکه از روح بزرگت مدد جویم و اذن بگیرم تا یاری‌ام کند و بتوانم با این قلم سرخ برقلب تاریخ اسم زیبایت را بنگارم.

 

ما را مدافعان حرم آفریده‌اند

قلبم برای حضور با خانواده شهید بی‌تاب لحظه‌ها بود و منتظر ساعت‌ها کنار بروند و لحظه دیدار فرا برسد و پاهایم راه بلد حضور در میان انسان‌های که صبر و ایثارشان را از خواهر سالار شهیدان هدیه می‌گرفتند.

زمانی که وارد منزل شدیم، چهره‌های نا آشنا ولی آشنایی را دیدیم که غم در چهره‌شان نبود در چشم‌هایشان پیروزی عظیمی‌ موج می‌زد که روایتی از عشق سر می‌داد؛ انتظار این همه دل‌دادگی از خانواده‌ای که تازه پاره تنش را نثار کرده نداشتم.

خانواده دوست داشتنی و مهربان که با وجود شهادت جگر گوشه‌شان ما را به گرمی ‌استقبال کردند؛ مادر، پدر، همسر، دو خواهر و برادر شهید مصداق زیبایی از صبر و شکیبایی بودند، انسان‌های که باعث رشد و پرورش روایت عشق برای شهید مهدی قره محمدی شدند.

با دیدن بچه‌های کوچک‌اش، این جمله شهید آوینی در ذهنم نقش بست که می‌گفت: زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است، سلامت تن زیباست، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغ نهاده باشند.

 

علیرضا قره محمدی پدر هشتمین شهید مدافع حرم آملی با اشاره به کودکی این شهید گفت: قبل از 10 سالگی نماز و روزه‌هایش را می‌گرفت و در انجام فرایض دینی حساسیت خاصی به خرج می‌داد و از کودکی سخت کوش و پر تلاش بود.

وی الگوی زندگی شهید قره محمدی را شهدای مدافع حرم دانست و افزود: عاشق رهبری و ولایت فقیه و گوش به فرمان ایشان بودند و دوستانش که در سوریه و کردستان شهید شدند را الگو خود قرار می‌دادند.

پدر شهید محمدی خون شهید را تحولی برای جامعه عنوان کرد و یادآور شد: شهید با ایثار از جانش باعث سیر تحول در جامعه می‌شود و در واقع شمعی خواهد شد تا روشنایی برای جامعه باشد.

وی یکی از خصوصیات شهید را تاکید در نماز اول وقت دانست و افزود: دائم الوضو بود، ولایت‌مدار، نماز شب‌اش ترک نمی‌شد، در مسائل اخلاقی بسیار رعایت می‌کرد و نه با خانواده و آشنایان با غریبه‌ها هم مهربان بود.

 

 

به پشتیبانی او نفس می‌کشیدم

منیژه اسفندیاری مادر شهید مهدی قره محمدی به مهربانی بی‌حد وحصر این شهید اشاره کرد و گفت: در کارهای خانه کمک حالم بود، وقتی از مرخصی می‌آمد تماما مشغول کمک کردن کارها بود، لحظاتی که حضور داشت، هیچ غصه‌ای نداشتم، به پشتیبانی او نفس می‌کشیدم و خیالم راحت بود.

وی شهادت را آرزوی شهید قره محمدی عنوان کرد و افزود: عاشق حضرت زینب (س) بود همیشه عنوان می‌کرد که حیف نیست به مرگ بمیرم مادر برایم دعا کن به مقام شهادت نایل نشوم.

این مادر بزرگوار شهادت پسرش را هدیه به خواهر سالار شهیدان دانست و خاطرنشان کرد: اگر کسی یک بار به زیارت برود دلش می‌خواهد بیشتر به آنجا برود چون لذت آن را چشیده است؛ یک پسر دیگر دارم اگر چند پسر دیگر هم داشتم هدیه به اهل بیت می‌کردم.

 

عشقی تمام عیار

مریم تاتار همسر شهید مدافع حرم مهدی قره محمدی به زندگی 13 ساله‌اش با شهید اشاره کرد و گفت: در این مدت حتی یک بار مشاجره نکردیم، هیچ اخلاق تندی از او ندیدم، عاشق خانواده و بچه‌هایش بود.

وی از بارزترین خصوصیات شهید را صداقت گفتار حتی در زمانی که به ضرراش بود دانست و افزود: بسیار منظم بود، به اسراف نکردن تاکید می‌کرد، اهل ظاهر سازی نبود و از حجاب و نماز اول وقت خیلی حساس بود.

همسر شهید از عشق تمام عیارش گفت و یادآور شد: وقتی دو نفر به هم پیوند عمیق عاطفی داشته باشند علایق‌شان یکی می‌شود و از لذت بردن دیگری احساس رضایت می‌کنند؛ قبل ازدواج مان از سختی و عشق به کارش گفت من هم او را با تمام سختی‌ها قبول کردم با ماموریت‌های زیاد، در شهری غریب، با بچه‌های کوچک و مشکلات که در نبود او به وجود می‌آمد، اما با این همه احساس رضایت داشتم چرا که علایق و عشقمان یکی شده بود.

 

 

وی شهادت همسرش را قراردادی میان او و عمه سادات خواند و اظهار کرد: من هدیه‌ای تقدیم حضرت زینب کردم و قرار است او آرامش به من هدیه بدهد.

مریم تاتار به لحظه یادماندنی خداحافظی آخر شهید اشاره کرد و گفت: حس خوشحالی داشت، انگار به خواسته بزرگی رسیده است، وصیت نامه‌اش را نوست شوخی می‌کرد و حال خاصی داشت.

وی از عشق تمام عیاری که بین‌شان بود گفت و تصریح کرد: از زمان عقد تاکنون هیچ وقت اسم کوچک‌اش را به تنهایی صدا نزدم، فقط زمانی که بالای سر تابوت اش مهدی صدایش کردم.

همسر شهید مدافع حرم از سطحی‌نگری برخی افراد جامعه اظهار ناراحتی کرد و افزود: خیلی‌ها مرا می‌بینند می‌گویند اول بیچارگی‌ات است، اما باید بگویم عمیق‌تر فکر کنند قشنگی کار را ببینند، من در این کار عشق می‌بینم، چطور کسی که بچه‌هایش را فوق العاده دوست داشت حاضر شد به‌راحتی از آنان دور شود به‌طوری که حتی شرایط تلفن کردن را هم نداشته باشد.

وی ادامه داد: هر کس به اندازه برداشت‌اش صحبت می‌کند، بعضی‌ها بسیار سطحی‌نگر هستند، دعا می‌کنم برایشان تا فکرشان بازتر شود.

مریم تاتار از دلتنگی‌های خانواده شهدای مدافع حرم گفت و اظهار کرد: تنها نگران تربیت فرزندانم هستم، از شهید می‌خوام در این مسئولیت بزرگی که دارم مرا کمک کند.

 

به آخرین تکلیف سیاسی اش عمل کرد و رفت

هادی قره محمدی برادر شهید مدافع حرم از تاکیدات شهید بر حلال و حرام بودن مخارج زندگی عنوان کرد و افزود: همیشه عنوان می‌کرد که اگر راه زمینی را در پیش بگیرید زمینی می‌شوید، علی‌وار، فاطمه‌وار باشید.

وی از کودکی برادر بزرگ‌ترش گفت و بیان کرد: در بازی‌های کودکی همیشه نقش‌های نظامی ‌می‌گرفت و با دشمنان می‌جنگید در همان حال و هوا هم دوست داشت شهید شود.

برادر هشتمین شهید مدافع حرم در جواب آنانی که زخم زبان می‌زنند خاطرنشان کرد: اگر امثال برادرم در سوریه، البوکمال و... نبودند باید امروز در مرزهای کشورمان و حتی شاید در کوچه پس کوچه‌های شهرمان با آنان می‌جنگیدیم.

وی به سخنان رهبری اشاره کرد گفت: به توصیه ایشان اسرائیل 25 سال بعد را نخواهد دید و این با وجود سربازان گنام امام زمان قطعی است.

 

 

خداقوت سردار

به گزارش سفیر هراز؛ در این دیدار آنچه که بیش از همه جلوه پیدا می‌کرد، شکوه صبر مادر بود، عشق خالص همسر، صلابت پدر که روایت از دلدادگی تمام عیاری داشت.

چه شد که رفتی، چه شد زیبایی‌های این جهان را ندیده گرفتی، چه عشقی باعث شد لبخند پسرت را نبینی، دلتنگی همسر، بهانه‌های دختر و بی‌تابی مادر را کنار بگذاری؛ می‌دانم زمانی که می‌رفتی به تمام این‌ها فکر می‌کردی؛ گوشه چشم‌هایت حلقه‌هایی از دلتنگی بود، اما انگار مرام عاشقان این است و انگار زمین جای برای‌تان ندارد.

خداقوت سردار، به آرزویت رسیدی و همگان را دوباره متعجب ساخته‌ای، مگر در دل‌تان چه خبر است که هیچ جز خدا نمی‌بینید...

 

 

 


 

 

کد مطلب: MTYzOTgx
 

آخرین اخبار
 

 
کیمیا سامانه