عاشورا ترازوی ولایت سنجی امَّت

تاریخ انتشار : سه شنبه - ۰۴ / مهر / ۱۳۹۶
Share/Save/Bookmark
هرکه در مقابل ولی امر خود و نائب امام زمان خود بایستد و پیمان شکنی کند تردیدی نیست که وی در مقابل امام زمان خود نیز خواهد ایستاد، این درس جاودان عاشورا است.
عاشورا ترازوی ولایت سنجی امَّت
 

به گزارش سفیر هراز، در واقعه عاشورا سه نوع نگاه به ولایت وجود داشت نگاه نخست ولایت پذیری، نگاه دوم ولایت گریزی و سومین نگاه، ولایت ستیزی بود.
در حقیقت عاشورا ترازوی سنجش اعتقاد امت به ولایت است که در ادامه به بررسی این سه نگاه می‌پردازیم.

عاشورا دائره المعارفی است که هر کس در هر مکتب و نگرشی به دنبال هر واژه‌ای باشد می‌تواند به آن رجوع کند و مراد و مطلوب خود را به دست آورد حتی آنهایی که به دنبال واژه‌های منفی، شیطانی، قساوت قلب و استبداد هستند می‌توانند به این دائرة المعارف رجوع و نمونه‌هایی از آن را بیابند که شاید جز در آن صفحه تاریخ در صفحات دیگر نیابند.


اما واژه ولایت در فرهنگ لغت و دائره المعارف عاشورا سه نوع تعریف شده، تعریف اوَل از آن کسانی است که خود را همچنان که در رسالت نبی مکرم اسلام ذوب کردند در ولایت امیرالمومنین(ع) و فرزندان وی نیز ذوب شدند و با این توَلی به فوز عظیم رسیدند. اینان ولایت پذیرند، همان ۷۲ نفر که با تولای حسینی به جنات النعیم دست یافتند.


تعریف دوم از آن کسانی است که میراث دار حسبنا کتاب الله بودند و مفهوم ولایت را یا نشناختند و یا خود را به نادانی زدند و از ولایت گریزان بودند.


تعریف سوم با کسانی است که میراث داران ابوسفیان، ابوالهب و ابوجهل در دوران آغاز رسالت نبی مکرم اسلام بودند، آنهایی که با رسالت محمد در ستیز بودند و با ولایت سبط وی نیز در ستیز شدند.


بخش‌های زیر در بردارنده بحثی تحلیلی و کوتاه در این باره است.


بخش اوَل ولایت پذیری در کربلا

تعبیر مقام معظم رهبری به بهترین شکل بیانگر وفای اصحاب سیدالشهدا(ع) است. ایشان فرمودند، غدیر عاشورای عوام و عاشورا غدیر خواص؛ در غدیر با آنکه بیعت کردند جفا کردند و در عاشورا با آنکه بیعت از آنها برداشته شد وفا کردند.


واقعیت امر همان است که رهبر انقلاب فرمودند اما مصادیق ولایت پذیری در عاشورا چه بود؟ در پاسخ باید گفت ولایت پذیری یعنی خود را ندیدن و مطیع امر ولی بودن و سعادت را در اطاعت دیدن است.


ولایت پذیری یعنی وقتی هدف را مطلوب مولا دیدند از مرگ در راه این هدف نهراسند چنانکه حضرت علی اکبر این گونه بود و از پدر پرسید آیا ما برحقیم؟ پدر فرمود آری و وی گفت پس، از مردن باکی نیست. (ابصارالعین ص۸۶)

این پاسخ علی اکبر یعنی اوَلا حق آن چیزی است که امام تعریف کند ثانیاً برای رسیدن به حق اگر لازم باشد باید جان داد و ثالثاً در اطاعت از مولا تا دادن جان شیرین باید پیش رفت، این یعنی ولایت پذیری و اطاعت محض یعنی سعادت را در شهادت دیدن.

ولایت پذیری یعنی باید احساس خود را در خدمت ولایت قرار داد یعنی جایی که امر مولا باشد محبت برادر و خواهری در حاشیه قرار می‌گیرد.

یعنی وقتی مقابل چشمان خواهر، برادرش را به بی‌رحمانه‌ترین شکل می‌کشند، آن برادر ولی امرش باشد و به وی دستور دهد که به خیمه بازگردد بدون درنگ امر مولا را اطاعت کند، چنانکه حضرت زینب (س) این گونه بود. (لهوف ۱۴۲)

ولایت پذیری یعنی حیاتی بعد از ممات امام خود نخواهد و با آنکه ولی امر بیعت را از وی برداشت بگوید ما چنین نمی‌کنیم و خدا ما را پس از تو زنده نگه ندارد، چنانکه حضرت عباس این گونه گفت. (طبری۲/۲۳۸)

ولایت پذیری یعنی در اوج شجاعت و دلیری بودن و برای نبرد بی‌تابی کردن اما آنگاه که ولی امر دستور به آوردن آب می‌دهد اطاعت کند.(حماسه کربلا ص۲۸۸)

ولایت پذیری یعنی تشنه باشی و در کنار آب، اما آب نوشیدن را پیش از سیراب شدن مولایش بر خود حرام کند و بگوید والله ماهذا فعال دینی. (مقتل العباس، مقرم ص۱۸۶)

ولایت پذیری یعنی هیچ نگاهی به خود نکند و برای خود پس از مولایش ارزشی نبیند و بگوید، یا نفس من بعد الحسین هونی و بعده لا کنت ان تکونی(حماسه کربلاص۲۹۲)

ولایت پذیری یعنی اینکه چنان یقین به هدف مولای خود داشته باشد که نه یکبار بلکه اگر صد بار زنده شود و کشته شود و باز زنده شود در رکاب امامش بجنگد. (لهوف ص۱۱۹)

این مفهوم ولایت پذیری است، نگوییم که اینان امام‌زادگان بودند و طبیعی است که چنین ولایت پذیر باشند، زیرا حسین اگر برادری مانند عباس داشت برادرانی مانند محمد بن حنیفه و عمر اطرف نیز داشت که به همراه امامشان نیامدند تلخ تر آنکه عمر اطراف اوَل کسی باشد که با عبدالله بن زبیر بیعت کند. (منتهی الاآمال بخش ذکر اولاد ذکور امیرالمومنین).

 

بخش دوم ولایت گریزی در کربلا

ولایت گریزی یعنی جهل به مقام امامت و یا آنکه امام را تا آنجا که به نفع وی سخن بگوید پذیرا باشد و شاید اساسا وی را امام نداند و یا امرش را مطاع نپندارد.

ولایت گریزی یعنی در مقابل امام موضع گرفتن و سخن خود را بالاتر از وی دانستن.

ولایت گریزی یعنی به امام خود بگوید تو را از فرزندانم بیشتر دوست دارم اما نه خود می‌آیم نه فرزندانم را می‌فرستم چون هم تو کشته می‌شوی و هم فرزندانم. (لهوف ص۸۴ به نقل از رسائل کلینی- ترجمه الامام الحسین ص۶۱)

ولایت گریزی یعنی به امام حق بگویی، اجتماع مسلمین را بر هم مزن و در مقابل امامت خروج نکن چنانکه عبدالله بن عمر و عمرة دختر عبدالرحمن گفتند (فتوح- ابن اعثم ۵/۴۳-۴۲)

ولایت گریزی یعنی تا نیمه‌های راه بیاید فرزندانش را بفرستد اما خود نیاید مانند عبدالله بن جعفر که چنین کرد (طبری ۵/۳۸۷)

ولایت گریزی یعنی از امام خود دعوت کنند، نامه‌ها بفرستند، از مردم تعهد بگیرند که پیمان شکنی نکند اما خود نخستین پیمان شکنان باشند آنگونه که سلیمان بن صرد خزاعی بود. (طبری۵/۲۶۱-۲۶۰).

 

بخش سوم ولایت ستیزی در کربلا

نگاه سومی که در عاشورا به ولایت بود تهاجم و مقابله با امام عنوان می‌شود، ابن سعد می‌گوید می‌دانم که پسر فاطمه هستی و نوه رسول خدا اما با تو می‌جنگم تا به حکومت ری برسم. (الفتوح۲/۳۷۲)

ولایت ستیزی یعنی شمر بگوید با آنکه می‌دانم پدر و مادر و جد تو بهترین خلایق هستند اما باید تو را بکشم.(پیشین)

ولایت ستیزی یعنی کوفیانی که نامه لبیک "یا حسین" نوشته بودند در کربلا مقابل امام بایستند و نامه‌هایشان را انکار کنند. (تاریخ یعقوبی۲/۲۴۴)

ولایت ستیزی یعنی حتی بر بدن قطعه قطعه شده رحم نکنند و با اسب‌های تازه نعل شده بر بدن وی بتازند و استخوان صدر و ظهر را یکی کنند. (لهوف ص۱۶۲)

ولایت ستیزی یعنی یزیدی که خود پدر و جدش هرگز مسلمان نشدند و نبودند در مقابل امام حق بایستند و با چوب خیزران بر لب و دندان وی بزند و مستانه بخندد و شعر «لیت اشیاخی ببدر شهدوا» بخواند (فتوح ۵/۱۱)

ولایت سیزی یعنی همان خط سیر ابوسفیان‌ها و ابوجهل‌ها، یعنی چیدن میوه تلخی که در سایه‌بان نبی ساعده (سقیفه) کاشته شد.

 

 نتیجه
از آنچه نگاشته شد دانسته می‌شود که هر دریایی را شان نگهداری گوهر نیست و هر زمینی را شایستگی پذیرش باران نیست چنانکه هر دلی را شایسته پذیرش ولایت نیست و در می‌یابیم که فراریان احد از خود اشخاصی مانند عبدالله بن عمر را به جا گذاردند تا فراریان عاشورا باشند و مشرکانی که در جنگ احد با رسالت نبی مکرم اسلام می‌جنگیدند از خود یادگارانی مانند یزید به جا گذاشتند تا در عاشورا با ولایت سبط احمد بجنگد، جان نثاران احد نیز از خود یادگارانی مانند عباس بن علی به جای گذاردند تا با جان از امام خود در عاشورا دفاع کنند و این یعنی در هر زمانی احد و عاشورا تکرار شدنی است و ولایت پذیران به فوز عظیم رسیدند و چون گوهری کمیاب شدند و ولایت گریزان به ندامت کشیدند و توَاب شدند.


ولایت ستیزان تا ابدیت زمان معدوم و در خواب شدند، همانطور که احد در عاشورا تکرار شد عاشورا نیز در هر زمانی تکرار می‌شود و هماره این سه گروه عرصه گردانان عاشورا هستند.


اطاعت از ولی امر یعنی فوز عظیم، یعنی شهادت در رکاب امام حسین، اما پیمان شکنی و ولایت گریزی یعنی همان کاری که با مسلم کردند همان را بر سر حسین بیاورند.


کوفیان اگر به نائب امام زمان خود یعنی مسلم خیانت نمی‌کردند و پیمان نمی‌شکستند، در عاشورا نیز پیمان شکنی نمی‌کردند، آنها پس از پیمان شکنی با مسلم جرات پیدا کردند که در مقابل امام زمانشان حسین(ع) نیز بایستند.


اکنون نیز هرکه در مقابل ولی امر خود و نائب امام زمان خود بایستد و پیمان شکنی کند تردیدی نیست که وی در مقابل امام زمان خود نیز خواهد ایستاد. این درس جاودان عاشورا است، قال تبارک الله و تعالی، اَنا هدیناه السبیل،اماشاکرا و اما کفورا (انسان۳).

منابع:
قرآن کریم
۱-ابصارالعین
۲-لهوف
۳-تاریخ طبری
۴-حماسه ی کربلا ترجمه ی نفس المهموم
۵-مقتل العباس
۶-رسائل کلینی
۷-ترجمه الامام الحسین
۸-الفتوح
۹-تاریخ یعقوبی

 

حجت‌الاسلام صادق غریب

 


 

 

کد مطلب: MTYyODE2
 

 
کیمیا سامانه