26 روز از وضعیت قرمز آمل می گذرد؛

تب بی مسئولیتی به دوش مدافعان سلامت/ سرفه های آمل به پایتخت نرسید

تاریخ انتشار : سه شنبه - ۰۷ / مرداد / ۱۳۹۹
Share/Save/Bookmark
نبود دستگاه اکسیژن ساز روزهای تلخی را برای آمل رقم زد، کد99 را سربازان سلامت هیچ گاه فراموش نمی کنند و این شبها که بخاطر نبود امکانات در یک لحظه چند نفر جان خود را از دست داده اند و این در حالی تکذیب شد که با فشار فضای مجازی دستگاه ها برای کسیژن ساز به سه بیمارستان آمل اختصاص یافت.
تب بی مسئولیتی به دوش مدافعان سلامت/ سرفه های آمل به پایتخت نرسید
 

به گزارش سفیر هراز،

از پله ها که پایین می امد صدای بلندگو از وسط خیابان به گوش می رسید، لطفا در خانه بمانید، وضعیت قرمز است، یک لحظه مکث ، ماسک اش را کمی بالا و پایین کرد، دوباره قدم هایش را برای رسیدن به مقصد ادامه داد.

سوار ماشین که شد کنارش دختر جوانی با موبایل صحبت می کرد، کمی سرفه میان حرف هایش بود، به میدان هفده شهریور که رسید شهر قرمز نبود، کارگران گوشه ای از پیاده رو نشسته بودند، بدون ماسک، بدون فاصله اجتماعی، آنطرف تر چند نفر بیرون بانک منتظر بودند، اما بازار روال عادی خود را  طی می کرد به دور از کرونا، اینجا فاصله های فردی هم رعایت نمی شد، گاهی با تنه عابرها به عابر کناری برخورد می کرد و گاهی از لابه لای فریادها ذرات معلقی را حس  می کرد، اینجا قطعا بازاری نبود که از شنبه داوطلبانه تعطیل شده بود.

آمل، در وضعیت قرمز

در ابتدای دهه دوم تیرماه بود که آمل در وضعیت قرمز قرار گرفت و شمار بیماران در مدت 4 روز 2 برابر شدند، سه روز بعد کرونا در امل سه رقمی شد و تعداد بیماران از 85 نفر به 105 نفر رسید، اما همچنان تالارها با نیم ظرفیت مشغول فعالیت بودند در حالی که رئیس بهداشت آمل عنوان کرده بود 70 درصد بیماران کرونایی در مراسمات بیمار شدند.

پنجشنبه 19 تیرماه با به صدا درامدن وضعیت قرمز به بحران در آمل، استاندار و رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران راهی این شهرستان شدند، جلسه فوق العاده ای که قرار شد محدودیت سازی به سرعت در آمل انجام شود و شهر را داوطلبانه تعطیل کنند، در این جلسه اضطراری رئیس دانشگاه علوم پزشکی مازندران اعتراف کرد که افزایش شیوع کرونا در آمل دور از پیش بینی ها بود و تاکید کرد که به سرعت باید برای آمل کاری کرد.

در ابتدای مرداد ماه هستیم، در وضعیت فرا بحرانی، شمار بیماران به بیش از 440 نفر رسیده است، شبکه های سراسری نام امل را چند بار در میان نام استان های  قرمز برده اند، همچنان مراسمات جشن در گوشه و کنار برگزار می شود و ماشین های عروس در شهر بذر کرونا می پاشند.

نبود دستگاه اکسیژن ساز روزهای تلخی را برای آمل رقم زد، کد99  را سربازان سلامت هیچ گاه فراموش نمی کنند و این شبها که بخاطر نبود امکانات در یک لحظه چند نفر جان خود را از دست داده اند و این در حالی تکذیب شد که با فشار فضای مجازی دستگاه هایراکسیژن ساز به سه بیمارستان آمل اختصاص یافت.

متاسفانه عدم مدیریت درست در کرونا باعث شد امروز خانواده های زیادی را سیاه پوش ببینیم، هر چند انتظار می رود با بستن راه و تکمیل کادر درمان و تجهیزات بتوان کمی از سوء مدیریت ها را سرپوش گذاشت، اما به همین نیم قدم هم حرکتی نمی بینیم.

حریرچی به آمل امد، چشم ها منتظر اتفاق تازه بود تا شاید از التهاب خبرهای ناخوشایند کم کند، اما انگار او آمده بود که نمک بیشتری بپاشد، در حالی معاون وزیر بهداشت نبود امکانات را انکار کرد که رئیس علوم پزشکی از قطع اکسیژن در بهشهر سخن گفت و نماینده آمل از نبود حتی یک آمبولانس برای بیمارستانی که بعنوان مرجع بیماران کرونایی برای چند شهرستان انتخاب شده بود، به همین دو مثال برای طنز تلخ آقای معاون بسنده می کنیم و به سوغات پایتخت می رسیمف جمله کوتاهی که امروز در تاریخ خود کم نظیر است.

وقتی معاون وزیر بهداشت برای حل وضعیت قرمز مازندران تمام زورش را در یک جمله خلاصه کرد، کورسوی امیدی هم به عملکرد ناقص مدیریت بحران نماند.

 تیترهای که برای آمدن حریرچی زده شد، حال ناخوش مدیریت بحران بود وضعیتی که تقریبا در یک ماه اخیر به گل نشست، 16 روز از زمانی که استاندار به آمل آمدند و پیشنهاد تعطیلی را دادند می گذرد، اما عملا مسئولین شهری عکس العملی نشان نداند تا امروز که بار دیگر با پیشنهاد تعطیلی سه روزه آمل از طرف استاندار همراه بود که بازخورد به سرعت آن در فضای مجازی گواه از پذیرش جامعه به تعطیلی را نشان می دهد، امیدواریم این بار واکنش مثبتی در جهت کم شدن آمارها ببینیم.

25 روز از وضعیت قرمز آمل می گذرد، همچنان عروسی ها برپا هستند، رفتن به ییلاق برنامه آخر هفته است، مغازه ها در انتظار خریداران اند، هراز شاهد مسافرانی زیادی است، تغییرات مدیریت بحران در این مدت ناچیز بوده، تنها چیزی که تغییر کرده است، عدد بیماران و فوتی ها بوده است که می توان آن را دستاورد ستاد مدیریت کرونا دانست.

فرمانده سپاه امل و گروههای جهادی بار دیگر آستین هایش را بالا زد و زنگار سومین مرحله پدافند زیستی را به صدا درآورد، همانطور که در دوره قبل نیروهای جهادی و مردمی پای کار بودند ، این بار نیز امید می رود زودتر به همان روزهای زرد برگردیم.

 

 

اپیزود پایان

 

ساعت 5 عصر و اینجا یکی از بیمارستان های آمل است، زنگ موبایل برای بار پنجم زنگ می خورد، نای جواب دادن ندارد، تمام توانش را می گذارد، سلام و احوال پرسی مختصر در حالی که ماهها قبل ساعت ها حرف می زد، ساعت ها در اینستا خبرها را می خواند و در گروه دوستانه اش چت می کرد، بی حوصله و دل نگران بود، به ناهار سرد شده اش نگاه می کند .

بیمارستان مملو از بیمار بود، مرد در این لحظه ترجیح می داد چک اش برگشت  می خورد، اما سر کار نمی رفت تا این ویروس را به همسرش بدهد، دختر جوانی از شکست کرونا می گفت، اما مجبور بود تا آخر عمر با 60 درصد ریه آسیب دیده زندگی کند، پدر برای بیرون بردن دخترش خود را سر زنش می کرد و یک خانواده با لباس مشکی با غمی عمیق بی هیچ گفتگویی در راهرو، منتظر بودند.

آزمایش خونش را که داد، خیالش بیشتر آشفته شده بود، بی هیچ مکثی بیرون امد، سوار تاکسی شد، مسافر جوانی تمام مسیر از کرونا می گفت و تمام استدلال هایش را به کار برد تا دیگران را قانع کند کرونا وجود ندارد و همه اینها یک سرگرمی سیاسی است، زن میانسالی کنارم نشسته بود با مرد جوان همراه شد ، از مرگ اقوامش و نگرفتن مراسم شکایت می کرد، کرونا را توجیهی برای برگزار نکردن مراسم نمی دانست و ان را بی مهری فرزندانش ربط می داد، سرفه هایش را توی ماسک قورت می داد، آینده مسافران تاکسی را افراد در بیمارستان می دید، آما نای توضیح نداشت.

به میدان هفده شهریور که رسید، شهر شلو تر شده بود، جوان، پیر، کودک، با خیالی فارغ بال مشغول روزمرگی بودند، به راهروهای ساختمان که رسید صدای بلندگو از کوچه می آمد، لطفا... شهر ضعیت قرمز است .. به جواب آزمایش اش فکر می کرد، به یکی از تخت های اتاق انتهای سالن .

این گزارش تقدیم می شود به یازده شهید سلامت و بخصوص اولین شهید آمل مهدی فرزانه که امیدوارم آخرین شهید این راه باشد.

 


 

 

کد مطلب: MTY3NjE5
 

 
کیمیا سامانه