روزی به نام پدر

تاریخ انتشار : جمعه - ۳۰ / آذر / ۱۳۹۷
Share/Save/Bookmark
شانه های یک مرد ستون های خانه است که اگر نباشد زندگی جریان بی رمقی خواهد بود، که بدون سکان داری در دریایی مواج طلسم شده، باقی خواهد ماند.
روزی به نام پدر
 

به گزارش سفیر هراز،

روز پدر که می شود تازه یادمان می آید چقدر این دستهای خسته را دوست داریم، اسطوره بچگی هایمان که امروز خط های پیشانی اش رازهای مگوی زیادی را در خود نهفته است؛ پدرها، آرمان های بچه هایشان را ترسیم می کنند، می بافند و در دنیای حقیقی به پرواز در می آورند.

شانه های یک مرد ستون های خانه است که اگر نباشد زندگی جریان بی رمقی خواهد بود، که بدون سکان داری در دریایی مواج طلسم شده، باقی خواهد ماند.

 

پدر، واژه مقدسی که در تاریکی صبح برای  روشنی شبهای خانواده خود را به آب و آتش می زند، مهربانی می کند، زحمت می کشد و اگر لازم باشد به جنگ می رود تا نکند سایه تحقیر آمیزی لبخندهای کودکانش را کم رنگ کند.

 

 

پسر کو ندارد نشان از پدر

پدرهای که برای امنیت سرزمین شان روزی به جنگ رفتند، امروز فرزندانشان تابع آشوب ندارند، دل نگرانی های که همیشه مرور می شود و فقط پوتین ها تغییر می کنند؛ عشق، همان عشق است و لبخند، همان لبخند؛ سایه بان خانه ای که برای آرامش همسایه از دلبستگی هایش گذشت، امروز با وجدانی آسوده از مشق های قبولی بچه هایش لذت می برد که روزی دیکته کرده بود؛ همانطور که نادرشاه افشار گفت: برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم، بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم.

برای روز پدر، نوشتن سخت است واژه ها کم می آورند، پس تقلای بیهوده نمی کنم و سراغ کسی می روم که حرف ها را می توان از نگاه اش ترجمه کرد، کسی که اسطوره سازی کاربلد است؛ خانه ای ساده با نگاه های مهربانانه اعضای آن آرامش خاصی می دهد که دل کندن را سخت می کند و نوشتن را سخت تر!

خانه شهید حمزه حاجی زاده پر بود از عکس های بزرگ و کوچک که نگاه همه شان را دوست داشتم آرامشی که در نگاهش بود خیال پرواز کردن می داد، حسی که می توان ازمیان حرف های پدر و مادرش لمس کرد؛ خانه کوچکی که قلب های بزرگی داشت، گروهبان یکم جوان نیروی انتظامی که در درگیری با قاچاقچیان در منطقه دریایی جاسک به شهادت رسید و پیکرش بعد از سه روز در آب های خلیج فارس پیدا شد و چه مقامی بهتر از این که رسول خدا ص فرمودند:( ان شهداء البحر)

 

روزی حلال، دغدغه ای پدرانه

پدر شهید حمزه حاجی زاده با اشاره به دوران کودکی فرزندانش گفت: سه پسر و چهار دختر دارم که شهید حمزه بچه آخرم است، دو پسر دیگرم امام جمعه بندپی و ایزدشهر هستند و یک دامادم هم روحانی است، بچه که بودند در زمان انقلاب دستشان چوب می دادم تا شعار بدهند، هر چند کوچک بودند و حتی نمی توانستند درست تلفظ کنند.

 

وی بیشترین نحوه تربیت به فرزنداران را همسرش دانست و اظهار کرد: صبح زود به سرکار می رفتم و گاهی تا نیمه های شب وقتی خواب بودند به خانه می آمدم، همه تربیت بچه هایم بر دوش همسرم بود.

عباسعلی حاجی زاده روزی حلال را مهم ترین وظیفه یک پدر در قبال خانواده اش خواند و تاکید کرد: با وجود زندگی سختی که داشتم همیشه تلاش کردم که روزی حرام وارد زندگی ام نشود؛ چرا که روزی حلال عامل مهمی درسعادتمندی زندگی است، اصلا اهل نصیحت به کسی حتی فرزندانم نیستم ولی همیشه به آنها روزی حلال را تاکید می کنم.

 وی مهم ترین دغدغه جامعه را ایجاد امنیت بیان کرد و افزود: شهدا برای حفظ ونگهداری این سرزمین و ایجاد امنیت و آرامش جانشان را دادند، آنانی که زمان جنگ را دیده اند راحت تر درک می کند وقتی شهرهای مرزی مان در جنگ تحمیلی اشغال شد چه بر سر هم وطنانمان آمد، باید برای برای حفظ حیثیت و ناموس این سرزمین تلاش کرد.

پدر شهید حمزه حاجی زاده به خصوصیات اخلاقی پسرش اشاره کرد و گفت: خیلی ها را می بینم که آنها را نمی شناسم ولی آنان به من ابراز محبت می کنند و از خوبی های شهید می گویند، بارها شده بود که با هواپیما نمی رفت تا با اتوبوس برود و اضافه پول آن را به دیگران کمک کند و ما این قبیل کارهایش را بعد از شهادتش متوجه شدیم، به دیدن ما می آمدند و از کمک های که او به آن ها می کرد می گفتند.

وی با بیان روحیه شهید حمزه برای حفظ امنیت کشورش خاطرنشان کرد: بعد از گرفتن دیپلم دوست داشتم وارد سپاه شود، اما او نیروی انتظامی را انتخاب کرد و با اینکه اولین بار قبول نشده بود انگیزه اش را از دست نداد و بیشتر تلاش کرد تا اینکه قبول شد و این لباس مقدس را پوشید، نه ماه در مشهد دوره آموزشی را طی کرد و به بندرعباس رفت و دو سال خدمت کرد، کمترازیک  ماه از انتقالی اش به مازندران مانده بود که به فیض شهادت رسید.

عباسعلی حاجی زاده تنها خواسته یک پدر از فرزندان را حفظ آبروی خانواده خواند و بیان کرد: به فرزندانم افتخار می کنم همیشه باعث آبروی بودند، یک پدر جزء حفظ شدن آبروی خانواده اش چیز توقع دیگری از فرزندانش ندارد.

وی از با اشاره به خاطرات روزهای جنگ گفت: موقع رفتن به جبهه باید همه چیز را رها می کردم و زمین های کشاورزی، کارهای دیگر همه چیز بر دوش همسرم قرار می گرفت.

پدر شهید حاجی زاده

عباسعلی حاجی زاده از واکنش اطرافیان نسبت به شهادت پسرش ابراز کرد: از کودکی دنیایی نبود، همیشه نمازش اول وقت و دائم الوضو بود، اتاقش پر از عکش شهدا بود، از خیلی ها شنیدم که می گفتند اگر این خانواده شهید نمی داد حیف بود.

 

روزی به نام پدر

 

مردهای ایرانی در غیرت و آزاداندیشی سرآمدند و این را از پدرانشان به ارث برده اند، مدال افتخارهایشان دنیا را متحیر ساخته و سخن ناپلئون گواهی کوچکی بر این مدعاست: صد حیف! اگر نیمی از  سربازانم ایرانی بودند به هیچ قدرتی نمی باختم.

 شجاعت مثال نزدنی که از خون و گوشت این سرزمین جوشیده و نسل ها بعد ریشه دوانده است تا صلح جهانی و ظهور حضرت حق پایدار خواهد ماند.

تولد امام علی (ع) همواره افتخاری برای مردهای ایرانی بوده تا علاوه بر اینکه سند این روز را به نام خود کنند کمی از خورشید روشنایی کلام اسطوره عدالت و مهربانی خود را سیراب معرفت و روشنایی کنند.

سمانه قلی پور

 


 

 

کد مطلب: MTY3MTc1
 

 
کیمیا سامانه