روز پدر از نگاهی دیگر/ وجدان آسوده پدر شهید آملی از مشق‌های قبولی فرزندش

تاریخ انتشار : پنجشنبه - ۰۹ / فروردین / ۱۳۹۷
Share/Save/Bookmark
امروز با وجدانی آسوده از مشق‌های قبولی بچه‌هایش که روزی دیکته کرده بود، لذت می‌برد.
روز پدر از نگاهی دیگر/ وجدان آسوده پدر شهید آملی از مشق‌های قبولی فرزندش
 

به گزارش خبرنگار سفیر هراز، روز پدر که می‌شود تازه یادمان می‌آید چقدر این دست‌های خسته را دوست داریم، اسطوره بچگی‌هایمان که امروز خط‌های پیشانی‌اش رازهای مگوی زیادی را در خود نهفته دارد؛ پدرها، آرمان‌های بچه‌های‌شان را ترسیم می‌کنند، می‌بافند و در دنیای حقیقی به پرواز در می‌آورند.

 

شانه‌های یک مرد ستون‌های خانه است که اگر نباشد زندگی جریان بی‌رمقی می‌شود، که بدون سکان‌داری در دریایی مواج طلسم شده، باقی می‌ماند.

 

پدر، واژه مقدسی که در تاریکی صبح برای روشنی شب‌های خانواده، خود را به آب و آتش می‌زند، مهربانی می‌کند، زحمت می‌کشد و اگر لازم باشد به جنگ می‌رود تا نکند سایه تحقیرآمیزی لبخندهای کودکانش را کم رنگ کند.

 

پسر کو ندارد نشان از پدر

پدرهایی که برای امنیت سرزمین‌شان روزی به جنگ رفتند، امروز فرزندان‌شان تاب آشوب ندارند، دل نگرانی‌هایی که همیشه مرور می‌شود و فقط پوتین‌ها تغییر می‌کنند؛ عشق، همان عشق است و لبخند، همان لبخند؛ سایه‌بان خانه‌ای که برای آرامش همسایه از دلبستگی‌هایش گذشت، امروز با وجدانی آسوده از مشق‌های قبولی بچه‌هایش که روزی دیکته کرده بود، لذت می‌برد؛ همان‌طور که نادرشاه افشار گفت، برای اراضی کشورم هیچ وقت گفت‌وگو نمی‌کنم، بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می‌آورم.

 

برای روز پدر، نوشتن سخت است، واژه‌ها کم می‌آورند، پس تقلای بیهوده نمی‌کنم و سراغ کسی می‌روم که حرف‌ها را می‌توان از نگاه‌اش ترجمه کرد، کسی که اسطوره سازی، کاربلد است؛ خانه‌ای ساده با نگاه‌های مهربان اعضای آن آرامش خاصی می‌دهد که دل کندن را سخت و نوشتن را سخت‌تر می‌کند!

 

خانه شهید حمزه حاجی‌زاده پر است از عکس‌های بزرگ و کوچک که نگاه همه‌شان را دوست داشتم، آرامشی که در نگاهش بود خیال پرواز کردن می‌داد، حسی که می‌توان از میان حرف‌های پدر و مادرش لمس کرد؛ خانه کوچکی که قلب‌های بزرگی داشت، گروهبان یکم جوان نیروی انتظامی‌ که در درگیری با قاچاقچیان منطقه دریایی جاسک به شهادت رسید و پیکرش بعد از سه روز در آب‌های خلیج فارس پیدا شد و چه مقامی‌ بهتر از این که رسول خدا ص فرمودند:( ان شهداء البحر)

 

روزی حلال، دغدغه‌ای پدرانه

عباس‌علی حاجی‌زاده پدر شهید حمزه حاجی‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار ما با اشاره به دوران کودکی فرزندان خود اظهار کرد: سه پسر و چهار دختر دارم که شهید حمزه بچه آخرم است، 2 پسر دیگرم امام جمعه بندپی و ایزدشهر هستند و یک دامادم هم روحانی است، بچه که بودند در زمان انقلاب دست‌شان چوب می‌دادم تا شعار دهند، هر چند کوچک بودند و حتی نمی‌توانستند کلمات را درست تلفظ کنند.

 

وی بیشترین تاثیر در نحوه صحیح تربیت فرزنداران را مدیون همسرش دانست و افزود: صبح زود به سرکار می‌رفتم و گاهی تا نیمه‌های شب وقتی خواب بودند به خانه می‌آمدم به همین ترتیب همه مسائل تربیتی بچه‌هایم بر دوش همسرم بود.

 

پدر شهید حاجی‌زاده کسب روزی حلال را مهم‌ترین وظیفه یک پدر در قبال خانواده‌اش خواند و تاکید کرد: با وجود زندگی سختی که داشتم همیشه تلاش کردم روزی حرام وارد زندگی‌ام نشود؛ چرا که روزی حلال عامل مهمی‌ در سعادتمندی زندگی است، اصلا اهل نصیحت به کسی حتی فرزندانم نیستم اما همیشه به آنها کسب روزی حلال را تاکید می‌کنم.

 

 وی مهم ترین دغدغه جامعه را ایجاد امنیت بیان کرد و افزود: شهدا برای حفظ ونگهداری این سرزمین و ایجاد امنیت و آرامش جانشان را دادند، آنانی که زمان جنگ را دیده اند راحت تر درک می‌کند وقتی شهرهای مرزی مان در جنگ تحمیلی اشغال شد چه بر سر هم وطنانمان آمد، باید برای برای حفظ حیثیت و ناموس این سرزمین تلاش کرد.

 

حاجی‌زاده به خصوصیات اخلاقی پسر شهیدش اشاره کرد و گفت: خیلی‌ها را می‌بینم که آنها را نمی‌شناسم اما آنها به من ابراز محبت می‌کنند و از خوبی‌های شهید می‌گویند، بارها شده بود که با هواپیما سفر نمی‌کرد تا با اتوبوس برود و اضافه پول آن را به دیگران کمک کند و ما این قبیل کارهایش را بعد از شهادتش متوجه شدیم، به دیدن ما می‌آمدند و از کمک‌های که شهید به ما می‌گفتند.

 

پدر شهید حاجی‌زاده با اشاره به روحیه شهید حمزه برای حفظ امنیت کشورش، یادآور شد: بعد از گرفتن دیپلم دوست داشتم وارد سپاه شود، اما شهید حمزه نیروی انتظامی‌ را انتخاب کرد و با اینکه نخستین بار قبول نشد انگیزه‌اش را از دست نداد و با تلاش بیشتر قبول شد و این لباس مقدس را بر تن کرد، 9 ماه در مشهد دوره آموزشی را گذراند و به بندرعباس رفت و 2 سال خدمت کرد، حدود یک ماه از انتقالی‌اش به مازندران مانده بود که به فیض شهادت رسید.

 

عباسعلی حاجی‌زاده تنها خواسته یک پدر از فرزندان را حفظ آبروی خانواده بیان کرد و افزود: به فرزندانم افتخار می‌کنم که همیشه باعث آبروی من بودند، یک پدر جز حفظ شدن آبروی خانواده‌اش توقع دیگری از فرزندانش ندارد.

 

وی به خاطرات روزهای جنگ و سختی‌های آن دوران اشاره کرد و افزود: موقع رفتن به جبهه باید همه چیز را رها می‌کردم، زمین‌های کشاورزی و کارهای دیگر خانواده همه بر دوش همسرم قرار می‌گرفت.

 

پدر شهید حاجی‌زاده از واکنش اطرافیان نسبت به شهادت پسرش ابراز کرد: از کودکی دنیایی نبود، همیشه نمازش اول وقت و دائم الوضو بود، اتاقش پر از عکش شهدا بود، از خیلی‌ها شنیدم که می‌گفتند اگر این خانواده شهید نمی‌داد حیف بود.

 

روزی به نام پدر

 

مردهای ایرانی در غیرت و آزاداندیشی سرآمدند و این را از پدرانشان به ارث برده‌اند، مدال افتخارهایشان دنیا را متحیر ساخته و سخن ناپلئون گواهی کوچکی بر این مدعاست: صد حیف! اگر نیمی‌ از سربازانم ایرانی بودند به هیچ قدرتی نمی‌باختم.

 

 شجاعت مثال زدنی که از خون و گوشت این سرزمین جوشیده و نسل‌ها بعد ریشه دوانده است تا صلح جهانی و ظهور حضرت حق پایدار خواهد ماند.

 

تولد امام علی (ع) همواره افتخاری برای مردهای ایرانی بوده تا علاوه بر اینکه سند این روز را به نام خود کنند کمی‌ از خورشید روشنایی کلام اسطوره عدالت و مهربانی خود را سیراب معرفت و روشنایی کنند.

 


 

 

کد مطلب: MTY1NjA4
 

 
کیمیا سامانه