در چهلم رحلت اسوه حسنه

آیت الله فاضل استرآبادی، خورشید زمینی برای آسمانیان

تاریخ انتشار : چهارشنبه - ۲۲ / دی / ۱۳۹۵
Share/Save/Bookmark
چهار پسر، پنج داماد و یازده نوه آیت الله فاضل روحانی هستند،خاندان مرحوم حاج آقا(فاضل) از فضلا و علما بودند و پدر خانم بزرگوارشان هم مرحوم آیت الله العظمی کوهستانی بودند.
 آیت الله فاضل استرآبادی، خورشید زمینی برای آسمانیان
 

به گزارش سفیر هراز، ساعاتی از غروب آفتاب سه شنبه 9 آذر 1395 نمی گذرد. از سمت شهر بابل به سمت روستای سلطان محمد طاهر حرکت می کنیم ، آخرین میدان شهر به نام میدان روحانی شهید سردار ابوالقاسم بزاز نامگذاری شده است و تمثال مبارک این روحانی شهید در وسط این میدان خودنمایی می کند. جای جای شهر بابل در این روزها به ویژه مسیر میدان شهید بزاز تا روستای سلطان محمد طاهر و حوزه علمیه فیضیه مازندران مملو از بنر تسلیت درگذشت عالم بزرگ و فقیه صمدانی مرحوم آیت الله محمد فاضل، از علمای به نام خطه شمال کشور و موسس حوزه علمیه فیضیه مازندران است که استانی را در عزای رحلت خود نشاند.


در روستای سلطان محمد طاهر که سه کلیومتر با شهر بابل فاصله دارد، امامزاده ای واجب التعظیم و گنبدی افراشته قرار دارد که نام این روستا برگرفته از این امامزاده است. در مسیر ورودی روستای رمنت تنها صد متری را طی می کنیم که تابلویی مسیر راه را نشان می دهد " مدرسه علمیه فیضیه مازندران"، خیابانی کم عرض که در انتهای آن درب ورودی این مدرسه علمیه است و تابلویی که نام حوزه علمیه فیضیه مازندران بر روی آن نقش بسته است.

در هوای سرد پاییزی شمال بعد از بارش برف سنگین، مدرسه علمیه فیضیه مازندران سردتر به نظر می رسد، فضای ماتم زده مدرسه و طلابی که هر چند نفر گوشه ای ماتم زاده مانند فرزند یتیمی کز کرده و به فکر فرو رفته اند، حال و هوایی به مراتب سردتر را احساس می کنیم.

قرار ملاقات ما با حجت الاسلام جابر گلی کریمی از مسؤولین این مدرسه علمیه و گفت گویی که تنها ساعاتی از رحلت عالم ربانی، آیت الله محمد فاضل استرآبادی تولیت این مدرسه علمیه نمی گذرد، می باشد. ایشان هر چند حال عمومی مساعدی در غم از دست دادن این عالم ربانی ندارد، اما با استقبال خوبی پذیرای ما می شود و در هوای بسیار سرد شب هنگام در فضای باز این مدرسه با هم به گفتگو می نشینیم.

 از چه زمانی وارد این مدرسه شدید و میزان آشنایی شما با مرحوم آیت الله فاضل چه میزان بود؟
امسال سیزدهمین سال است که خداوند توفیق داده است که به عنوان یک سرباز کوچک امام عصر(ع) به عنوان طلبه در این مدرسه علمیه پذیرفته شدم و این موهبت الهی را از افتخارات خود می دانم. طول مدت زندگی خودم را به دو قسمت تقسیم کرده ام، قسمت اول که مربوط به دوران قبل از طبلگی است و قسمت دوم هم از بدو ورود من به این مدرسه و افتخار طلبگی در این مدرسه است. بهترین لحظات زندگی ام را در خدمت حاج آقا فاضل بودم. قرار گرفتن در کنار مرحوم حاج آقا یک عنایت خاص بود. ایشان انسان متقی، پرهیزگار و در عین حال عالم و فاضلی به تمام معنا بودند. خدا توفیق داد که این چند سال همیشه کنار حاج آقا به واسطه مسؤولیتی که در مدرسه داشتم، باشم و بیشتر و نزدیک تر کنار آن بزرگوار قرار گیرم و با حالات معنوی و مراتب علمی ایشان آشنا گردم.

به نظر شما یکی از بارز ترین ویژگی مرحوم آیت الله فاضل چه بود؟
یکی از بارزترین و زیباترین ویژگی مرحوم حاج آقا(فاضل) نماز ایشان بود. انصافاً به نماز عشق می ورزید. همیشه تاکید بر نماز اول وقت داشت و همواره به طلاب و افراد اطراف توصیه می کرد که دائم الوضو باشند. یکی از خصلت های حاج آقا اقامه نماز در پنج وقت شرعی بود و هنگام نماز لذتی عجیب می بردند.

دیگر تاکیدات مرحوم حاج آقا اقامه نمازشب بود و به گونه ای تشویق می کردند تا افراد خودشان به این سمت بروند. یکی از راههای عجیب و جالب دعوت ایشان برای اقامه نمازشب این بود که از منزلشان که داخل مدرسه هست، شبها به داخل حجره های طلاب به خصوص طلاب جدیدالورود می آمدند و آنجا اقامه نمازشب می کردند و یا در راهروی حجره ها نمازشب را به گونه ای می خواندند که افراد ببینند.این اقدام حاج آقا به تدریج افراد را به سمت نمازشب می کشاند.

مرحوم حاج آقا(فاضل) همواره به طلاب تاکید داشتند که نمازشب را جدی بگیرند و سحرخیر باشند. یکی از مواردی که مرحوم حاج آقا(فاضل) روی آن تاکید داشتند اقامه نمازجماعت صبح در مساجد بود. کسی به ایشان مراجعه می کرد و یا تلفنی با ایشان صحبت می کرد کم پیش می آمد که حاج آقا از آنها همان اول نپرسد که نماز صبح را کجا خوانده اند؟ اگر آن فرد جواب می داد که نمازصبح را به جماعت در مسجد خواندم، خیلی خوشحال می شدند و آن فرد را دعا می کردند. ایشان بارها به ائمه جماعات مساجد تاکید داشتند که هر چند با تعداد کم اما نمازهای صبح را به جماعت در مساجد اقامه کنند. ویژگی برجسته و خاص مرحوم حاج آقا(فاضل) نماز حاج آقا بود. حتی این ایامی که ایشان به شدت بیمار بودند و پزشکان توصیه می کردند که ایشان نماز را ایستاده نخوانند، ایشان سعی می کرد که ولو با تکیه دادن به جایی نماز را به ایستاده بخوانند و لذت و حالت عجیب معنوی به ایشان هنگام نماز دست می داد.


شنیدیم که حاج آقا هیچ مالی از خود به ارث نگذاشتند؟ آیا ایشان واقعا هیچ مالی نداشتند؟

مرحوم حاج آقا(فاضل) بسیار ساده زیست بودند و زندگی زاهدانه ای داشتند. به اموال و مادیات آنچنان توجهی نداشت. ساده زیستی ایشان در عکس هایی که از ایشان مانده است به راحتی دیده می شود. یک زاهد مجسم بودند. سال 83 که وارد این مدرسه شدم یک جلیقه ای را تن ایشان دیدم که ظاهرا ایشان از سالهای بسیار دور آن را بر تن می کردند و این لباس را تا این اوخر هم تن ایشان می دیدم.

برخی از نزدیکان ایشان چند بار در خصوص لباس و وسایلی که ایشان از آن استفاده می کردند، به ایشان می گفتند که این ها را عوض کند اما ایشان در پاسخ می فرمود که این لباس زدگی و پارگی دارد و قابل ترمیم و استفاده است.

همواره توصیه داشتند که زندگی علما، روحانیون و مسؤولان باید در سطح پایین ترین افراد جامعه باشد. درب منزل ایشان به روی همه باز بود و بدون هیچ تشریفاتی درهمان اتاق استراحت شان پذیرای افراد می شدند.

بسیاری از مسؤولان که برای اولین بار به منزل ایشان می آمدند از سادگی و زندگی سطح پایین ایشان تعجب می کردند که عالمی با این درجه علمی و جایگاه اجتماعی چگونه در این منزل و با این سطح پایین مادیات زندگی می کند. حاج آقا منزلی از خودشان نداشتند و در منزل سازمانی مدرسه زندگی می کردند.

تمام زندگی و حتی اموالی که از پدر بزرگوارشان به ایشان به ارث رسیده بود را خرج مدرسه علمیه فیضیه و وقف این مکان کرد. از مال دنیا تنها یک خانه ی پدری داشتند که همان را هم فروختند و خرج کتابخانه حوزه علمیه کردند. اگر کل اموال زندگی ایشان را هم جمع کنید شاید به چند هزار تومان هم نرسد. همیشه شوخی می کرد و می گفت که عصا و عینک مرا بفروشید و من را به نجف ببرید و دفن کنید و ما می گفتیم حاج آقا عصا و عینک شما چقدر می ارزد!

 شنیدم که اغلب خانواده مرحوم آیت الله فاضل روحانی هستند؟

ایشان چهار پسر داشتند که همه آنها وارد حوزه علمیه شدند و یکی از این فرزندان به نام طلبه شهید محمد مهدی فاضل به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و سه فرزند پسر ایشان روحانی و از درجات علمی بالایی برخوردارند. پنج داماد ایشان هم روحانی هستند و یازده نوه ایشان هم به کسوت روحانیت درآمدند. خاندان مرحوم حاج آقا(فاضل) از فضلا و علما بودند و پدر خانم بزرگوارشان هم مرحوم آیت الله العظمی کوهستانی بودند.

 ایشان کرسی درس خارج فقه را در این مدرسه داشتند؟ سطح علمی ایشان در حوزه فقه چگونه بود؟

از نظر جایگاه علمی مرحوم حاج آقا (فاضل)، ایشان در مباحث فقه بسیار در درجه بالایی قرار داشتند و این ناشی از مطالعه مستمر و سختکوشی ایشان در این حوزه از بدو تحصیل محضر پدر بزرگوارشان و همچنین در نجف تاکنون بود. یک مثالی در حوزه هست که اگر می خواهید درجه ومیزان سطح علمی استادی را بدانید به شاگردانش نگاه کنید و شما ببینید که چه کسانی و با چه درجه علمی پای کرسی درس خارج فقه ایشان می نشستند. به نظر بسیاری از اهل فن در حوزه فقه، ایشان از نوادر زمانه در مسائل علمی و فقهی بودند. مرحوم حاج آقا(فاضل) در مباحثی نو در حوزه فقه ورود پیدا می کردند که کمتر کسی جرات ورود در این بحث ها را داشت و نظرات بسیار قابل توجهی را در این حوزه بیان می فرمود.

گاهی برخی از افراد و اساتید خدمت ایشان می رسیدند و سوالاتی علمی را مطرح می کردند و ایشان نظراتی را در حوزه فقه می دادند که تا به حال هیچ مجتهد و مرجع تقلیدی بیان نکرده بود و آن افراد از سطح علمی و استدلال های فقهی ایشان متعجب می شدند. باید گفت که انصافاً ایشان و جایگاه ایشان ناشناخته ماند.

ایشان درحوزه ادبیات به ویژه ادبیات عرب به واسطه علاقه ای که داشتند بسیار قوی بودند و تعداد بالایی از اشعار عربی وکتابهای بسیار قوی در این حوزه را کاملا از حفظ بودند. یکی از نگرانی های ایشان در خصوص حوزه های علمیه، ضعف در حوزه ادبیات بود و بارها در دیدار با برخی از مسؤولان حوزه این نکته را یادآور می شدند.

در خصوص ماجرای دفن ایشان در نجف اشرف بفرمایید؟ ظاهرا وصیت برای دفن در وادی السلام اخیرا از سوی ایشان مطرح شد؟

همسر مکرمه ایشان که فرزند مرجع عظام تقلید مرحوم آیت الله کوهستانی بود و نیز فرزند شهیدشان و یکی از دامادهای ایشان در همین مدرسه مدفون هستند و ایشان هم قبلا وصیت کرده بودند که در اینجا دفن شوند اما به دلایلی که هنوز برای ما روشن نیست این اواخر خیلی دوست داشتند که در وادی السلام و نجف اشرف دفن شوند، که سرانجام به این آرزوی خود نائل آمدند.

 و حرف آخر

در اینکه اگر انسانی مخلصانه تنها و تنها برای رضای خدا کار کند، خداوند او را بزرگ می کند، ایشان پناهگاه دردها و مشکلات مردم بود و در کنار پاسخ به سوالات شرعی مردم، سعی در راهنمایی و حل مشکلات آنها داشت. مردم صمیمانه و از اعماق جان حاج آقا را دوست داشتند، با وجود اینکه ایشان همواره بویژه در خیابان های شهر امر بمعروف و نهی از منکر را در دستور کارشان داشتند. فکر نمی کنم کسی از اخلاق و رفتار حاج آقا رنجیده خاطر شده باشد. پدرانه، دلسوزانه رفتار می کردند و حقیقتاً سرمایه بزرگی از بین ما رفت زیرا علما سبب هدایت و ارشاد جامعه هستند و باید قدردان وجود این نعمت ها در زمان حیاتشان بود.
 
بلاغ/

 


 

 

کد مطلب: MTU4Njg5
 

 
کیمیا سامانه